|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:43 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 23:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در خبرها آمده که« يك مرد جوان ٢٦ سالهي چيني پس از يك دوره بازي آنلاين كهتقريبا هفت روز متوالي ادامه داشت، جان خود را از دست داد.» و در ادامه این نکته آمده که این «روزها، كشور چين شاهد رشد نگران كنندهي شمار نوجوانان و جواناني است كه در سالهاي اخير به اينترنت اعتياد پيدا كردهاند و در حدود ٦/٢ ميليون نفر كه ١٣درصد از ٢٠ ميليون كاربران اينترنت زير ١٨ سال این کشور هستند، به عنوان معتاد اينترنتي ردهبندي شدهاند.» اگر یادتان باشد، هفته پیش(و ایضاً هفتههای پیش!) درمورد سرعت هندلی اینترنت صحبت کردیم. خُب همینجا اعلام میکنیم که از مسئولین محترمی که هفته پیش ازایشان گله کردهبودیم، معذرت خواهی کرده، عرض میکنیم که: شما چه قدر به فکر جوانان ملت هستید ولی متاسفانه این جوانان ناآگاه (خودمان را عرض کردیم البته!) متوجه این توجه عمیق شما نیستند. ببینید، اصلاً در این مملکت که این همه جوان دارد، ما تا به حال از این جور خبرها شنیدهایم؟! خُب معلوم است که نه! چون با لطف مسئولان امر، به جز افرادی که شغلهای مرتبط با اینترنت دارند و عدهی معدودی ملقب به "بچه پولدار"، که از تکنولوژی هایی مانند "ADSL"و یا "ISDN" استفاده میکنند بقیه، مجالی برای این کارها نمییابند. خودِ ما، یک کلیک میکنیم، سپس خیره میشویم به مانیتور و دعا میکنیم تا این کارتمان تمام نشده، سایت مذکور باز شود، پس از این که سایت مذکور با سلام و صلوات، هویدا گشت، یدر حالی که دود از سرمان بلند میشود، یک جملهی محترمانه روی صفحه مشاهده می کنیم:«مشترک گرامی، دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد»!! نتیجه اخلاقی ماجرا:1-اگر مسئولان چینی هم به فکر جوانان مملکتشان بودند، این همه از این خبرها نداشتند! 2-اگر،اینترنت dial upای آن جوان نگونبخت، نیز صد بار وسط بازی، DC میشد، که دیگر نمیتوانست تمام تعطیلات عیدشان را پای اینترنت بگذراند و بعد هم فاتحه! 3-اصلاً اگر آن سایت لعنتی فیلتر شده بود(فرض استقرا:چیزی به نام فیلتر شکن در چین اختراع نشده!) حداقل آن جوان، حالا زنده بود! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 16:3 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن چي به سرشون مياد؟
تو ي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه توي مکزیک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 23:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 12:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
جشنواره فيلم قم :
ارباب حوزه ها ۱۳ آخوند روي منبر ميم مثل مولا همه صيغه هاي من ميخوام مولا بمانم سوغات قم طلبه و گدا MJ
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 22:52 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||
|
استاد: اسپرم از پروتئین ویتامین و قند تشکیل شده است. یکی از دخترها: استاد پس چرا شیرین نیست؟ استاد: دخترم شیرینی با نوک زبون حس میشه نه با ته حلق
>محضر طلاق< رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن حاصل ازدواج ایرانی با ژاپنی: یک بچه چشم تنگ کون گشاد |
||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:15 توسط
|
|
||||||||||||||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترم ترند .
همه آدمها برابرند ، اما دخترها پر طرفدارترند. همه آدمها برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها برابرند ، اما خانمها مقدمند. همه آدمها برابرند ، اما سياهها بدبخت ترند و سفيدها برترند. در کل همه آدمها برابرند ، اما بعضيها برابرترند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 1:39 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:9 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
از رهبر پرسیدن واحد ریش چیه؟میگه ان.
مثلا:ریش امام انبوه بود . ریش من انباشته. ریش رفسنجانی اندک. خاتمی اندازه. احمدی نژاد ان تو ان MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود. بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده! يه آه از ته دل کشيد. بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره. بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود. بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!! آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد. بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست. اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود. بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره. سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام. بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم. بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت. بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره. بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود. بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ... بهم گفت بيا يه کم قدم بزنيم. اين حرفش خيلي به نظرم رمانتيک بود. بعداً فهميدم شاش داشته و ميخواسته به سمت توالت عمومي حرکت کنيم. ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود. بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده! بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد! بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش! نکات مهم: 1ـ چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد!! 2ـ آدم منگل هم دل داره!! سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعداً فهميد! MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 20:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نام عنصر: زن
وزن اتمي:65 كيلوگرم در حالت استاندارد- اما داراي انواعي از 40 تا 200 كيلوگرم نيز هست.
خواص فيزيكي: 1- شكل ظاهري: سطح ان معمولآ با لايه اي از مواد رنگي پوشيده شده است. 2- نقطه ي جوش و انجماد: بي دليل و ناگهاني جوش مي اورد. بي دليل و ناگهاني منجمد مي شود. 3- مزه: در صورت كاربرد نادرست به شدت تلخ است. 4- تغيير پذيري: بي نهايت زياد 5- ضربه پذيري: صفر خواص شيميايي: 1-ميل تركيبي شديدي نسبت به طلا ونقره و مجموعه اي از سنگ هاي قيمتي دارد. 2-مقادير زيادي از مواد گران بها را جذب مي كند. 3-ممكن است بي دليل و ناگهاني منفجر شود. 4- بيشترين ميزان اكسيد كنندگي پول را دارد كاربرد هاي معمول: 1-در شرايط عادي خنثي است. 2-در برخي موارد به عنوان زينت به كار برده مي شود. 3-از قوي ترين مواد پاك كننده است MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين به تركه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل غضنفر به زنش می گه 3 تا حیوان نام ببر که با خ شروع بشه. زنش می گه: خودت، خواهرت، خدابیامرز مادرت! به غضنفر می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد. ترکه با احساس یکی بازی می کنه 3-0 می بازه تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟دكتره مي گه: نفر بعد
می گه : ننتو !!!
ترکه ميره توالت ، مگسها خيلي اذيتش ميکنن ! عصباني ميشه ميگه : شلوغ نکنين ، واسه بابام که نميرينم ، واسه شما ميرينم
ترکه میره خواستگاری پس از اینکه خانواده دختر و خود دختر رضایت خودشون رو اعلام میکنن پدر دختره از ترکه میپرسه پسرم این گلی رو که به یقه لباست آویختی،خارهاش اذیتت نمیکنه ؟ترکه میگه:خارا که نه اما گلدون اونکه تو پیراهنمه خیلی اذیت میکنه تركه جونش به لبش رسيده بوده تف ميكنه ميميره |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:
1.وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان 2.استفاده از كشور هندوستان 3.زن كردي4.ترويج بي حجابي............... شعر اصلاح شده:.... اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه MJ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 21:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مادر زن اسلحه اي است انفرادي . که با عيال حمل ميشود . وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده . وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد . مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند . طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. . تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده . و برد موثر آن، انتقال داماد به بيمارستان . و برد نهايي آن انتقال داماد به گورستان ميباشد
MJ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 18:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
*اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد.
MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 19:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزیز
بعضی از سوال ها به نظر جفنگ و بی معنی میان ولی آدم وقتی دقت می کنه میبینه برای خیلی هاش جواب روشنی نداره و حتی بعضی هاش قابل فکر کردنه. این ها هم یه سری از اون سوال هاست. نمی دونم واقعا بی معنیه یا ما تا حالا بهشون فکر نکردیم. به هر حال امیدوارم خوشتون بیاد.
1- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟
8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
31 - تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟ MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 18:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اولو آخر فیلم های خارجی (یا بکش **** اولو آخر فیلم های ایرانی ( یا عروسیه |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 17:39 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از کلي گشتن بعد از کلي اشتباه گرفتن و بعد از کلي اتنظار بالاخره پيداش ميکني. 10% ! پُري از کنجکاوي و هيجان. 30%! کم کم حوصله ات سر ميره. چشمات خواب آلود ميشه. ميخواي بيخيال شي اما پس تکليف اونهمه گشتن چي ميشه؟ اونهمه وقتي که گذاشتي ؟ حواست بهشه اما سرت رو جاهاي ديگه هم گرم ميکني. دوباره نگاش ميکني. 49%! ذوق زده ميشي. داره به نيمه ميرسه! اما هنوز لبخندت کامل نشده که دوباره حالت گرفته ميشه. 50%! به نيمه ميرسه! يعني تمام انتظاري که کشيدي رو دوباره بايد بکشي! يعني بيخوابيه دو برابر! يعني دردسرها تازه نصف شده! ميخواي بيخيال شي و کنسل کني که 51%! خب حالا بيشتر راه رو رفتي! همين 1%! هم کلي مهمه! واسش از آرامش و آسايش و استراحتت گذشتي! يه کاري جور ميکني و سر خودت رو گرم ميکني. حالا بيشتر بي تاب و هيجان زده اي که ببيني آخرش چي ميشه... 70%! کم کم اشتياق تو وجودت شعله ميزنه. خستگي رو فراموش ميکني. مرتب به خودت گوش زد ميکني که حتما ارزشش رو داره. خودت رو دلداري ميدي که در عوض بعد از تموم شدن کار ميتوني با خيال راحت استراحت کني. حتي ميتوني روياهاي قشنگ داشته باشي. اميد تو دلت جرقه ميزنه. يه جور شور و اشتياق پيدا ميکني ... 80%! ذل ميزني به حرکت کاغذها از اين پوشه به اون پوشه و ميري تو فکر. به اينکه تو اين لحظه ها چي گذشت. به اينکه بعدش به چه آرامشي ميرسي. به اينکه تمام توانت رو روي اينکار گذاشتي و شايد ديگه قادر نباشي تکرارش کني. 90%! حالا اون حس کنجکاوي و دو دلي جاي خودش رو به حس مالکيت ميده. 97%! موضوع تموم شده اس! حتي ميتوني وجود قلبت رو توي سرت حس کني. داغي گونه هات و يه احساس سرخوشيه مطلق تو اوج خستگي. 99%! آماده ميشه تمام غصه ها رو فراموش کني تمام سختيهاشو تمام دردهاشو تمام انتظارها و بيخوابي ها رو . حتي اگه شده واسه يه مدت کوتاه... يه اتفاق ساده همه چيز رو به هم ميزنه. يه اتفاق ساده تر از قطع شدن برق. کوچيکتر از پايين اومدن ناگهاني سرعت اينترت. مسخره تر از اينکه پات به کليد ريست بخوره! مهم نيست چطوري. مهم اينه که باعت ميشه روياي 99 درصدي تو 100% نشه. مهم اينه که اميدت بخار ميشه. مهم اينه که وسط روياي شيرينت يه کدوي هالووين ظاهر ميشه و کل رويات توي شعله هاي سرد ميسوزه. مهم اينه که تواوج کنجکاوي و نياز و هيجان، خسته تر از اوني که حتي تکون بخوري .احساس سرما کرختت ميکنه. مهم اينه که احساس ميکني از بلندترين قله ي ممکن با مخ روي زمين اومدي. مهم اينه که تا آخر عمر تو مي موني و خاطراتت و وحشت از شروع دوباره ..... اينايي که خوندي داستان دانلود کردن فايل نبود ..... It’s my love story ….! تو مپندار که خاموشي من هست برهان فراموشي من ... Show me love, "Til you open the door Show me love, "Til I"m screaming for more |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 17:54 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 23:7 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
فروردين : تو که حال و حوصله سر و کله زدن با بچه هاي دماغوي فاميل رو نداري ... دلت هم واسه صنار سه شاهي عيدي که لک نمي زنه ... پس بگير توي اين هواي خوب راحت بخواب ! ارديبهشت : توي اين هوا راه مي افتي توي خيابون ، يکي ديگه هم ديدي هوايي شده بود راه افتاده بود توي خيابون ، بعد خب ... بهتون گير ميدن ها ...! دنبال درد سر نگرد ، راحت بگير بخواب ! خرداد : بيخودي ميري بيرون که چي ؟ مگه نمي خواي امتحان پايان ترم رو با گواهي پزشکي حذف کني ...؟ پس دنبال يه دکتر آشنا بگرد و بعدش تو خونه بخواب تا همه فکر کنند حالت بده ... ! تير : باز فصل ميوه شروع شد ... گيلاس که دل درد مياره ، هلو که گرونه ، هندونه بخوري سرديت مي کنه ، زرد آلو نفخ مياره ... مگه مرض داري خودتو مريض کني؟ ... خوب مثل بچه آدم بخواب ! مرداد : بيرون عين جهنم داغه ... تا مخت نيمرو نشده يه جاي خنک زير کولر پيدا کن بخواب ...! شهريور : از ما گفتن ... اين آخرين فرصت خوابه ها ... پس فردا باز درس و کلاس و مصيبت ... از اين فرصت آخر واسه خوابيدن خوب استفاده کن ...! مهر : حال و حوصله درس خوندن رو که نداري ؟ ... داري؟ ... پس واسه فرار از گير دادن هاي بابات بگير يه گوشه تو اتاقت تخت بخواب ... آبان : ماه مزخرفيه ... بيرون که انگار قاتي دود ها يکم اکسيژن هم به کار بردن ... دوست داري تنگي نفس بگيري؟ ... حال داري بعد هربار بيرون رفتن بري حموم؟ ... بگير بخواب خلاص ! آذر : کي گفته زير باران بايد رفت ....؟ احمقانه ترين کار دنيا زير باران رفتنه ! يه جايي رديف کن يه پتو بکش رو خودت ، چرت مي چسبه ... نه؟ دي : ديگه خود اخبار هم داره ميگه به علت برف شديد اگه کار ضروري ندارين از خونه بيرون نياين ... پس بچه حرف گوش کني باش و تو خونه بخواب ! بهمن : تو روز خوش بيرون نبودي .. حالا تو سرماي زمستون ميخواي کجا بري ؟ الکي خودت رو گول نزن ... پس بخواب ديگه ! اسفند : همه دارن خونه تکوني ميکنن ... کلي اسباب اثاثيه بايد جابجا کني ... بهترين بهونه واسه از زير کار در رفتن چيه؟ ... بگير بخواب MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 21:49 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
درباره کامران :
كامران بعد از آغاز كردن دوره دبيرستان در مونترال كانادا علاقه شديد و قابل توجهي به موزيك در بين خانواده و دوستانش پيدا كرد . او در سنين جواني به يك گروه پيوست . او خواندن را در در كلوب هاي مختلف در هر هفته شروع كرد ، اگر چه او در اين راه بسيار جوان بود . تحصيل در مدرسه براي او قسمت بزرگي از زندگي بود ، رشته تحصيلي او به مدت سه سال تكنسين خلباني بود . بعد از مهاجرت به ونكور ، كامران به رامين زماني پيوست ، كه رامين آگاه بود نسبت به موسيقي البته نه تنها در مونترال بلكه مبتكر در موسيقي ايراني كه با يكديگر به شهرتي در يك محله در گروهي كه پرواز ناميده مي شد رسيدند . اشخاص ديگري در اين گروه جايگاه هاي ديگري داشتند . فريدون ، هنگامه ، و كامران ، سه نفر خواننده اين گروه بودند و در تمام مدت رامين زماني نوازنده گيتار وكال بود و علي الهي كيبورد مي نواخت و علي قاسمي هم نوازنده پركاشن بود . آنها با همديگر يك آهنگ بنام ايران ، ايرانم را در سراسر جهان انتشار دادند . اين بزرگترين موفقيتي بود كه آنها كسب كرده بودند . آهنگ ايران ، ايرانم نوشته ، ساخته و تنظيم رامين زماني بود . بزرگترين فرصت غيره منتظره در راه بود ، وقتي كه بزرگترين گروه موسيقي پاپ ايران در حال شكل گيري بود ، "بلكتز " ،شهبال شبپره يكي از با نفوذ ترين اشخاصي بود كه در موسيقي ايران محبوبيت بسياري داشت ، او با كامران ملاقات كرد . بعد از اين ملاقات كامران و برادرش هومن عضو هاي جديدي از بلكتز بودند . اين تصاحب يك فرصت باورنكردني در مرحله اي ديگر در زندگي كامران بود . كامران مفتخر بود از اينكه عضوي از گروهي شده كه سوپر استار ها و موزيسين هاي متعدد و مطرحي در موسيقي ايراني داشته است . اما همکاری او و برادرش با گروه بلکتز و شهبال هميشگی نبود ! شايد بتوان دليل آن را به خاطر اختلاف نظر داشتن و تفاوت افکار آنها با شهبال دانست در هر صورت حالا آنها مستقل از هر تحميل افکاری آلبوم بيست را منتشر کرده اند که موفقيت بزرگی برای سابقه هنری آنها به شمار ميرود . اسم كامل : كامران جعفري تاريخ تولد : 25 نوامبر محل تولد : تهران - ايران محل بزرگ شدن: ايران - كانادا - آمريكا رنگ مو : مشكي رنگ چشم : قهوه اي تيره محل زندگي : كاليفورنيا نام مستعار : كامي خانواده : هومن برادر كوچكتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر زبان هايي كه صحبت ميكند : فارسي - انگليسي - فرانسوي و كمي تركي زبان هايي كه مي خواند : فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي - تركي و عربي سرگرمي ها : نواختن كيبورد و پيانو در خانه ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال و هاكي ، نگاه كردن فيلم و صرف كردن وقت هايي با برادرم هومن عشق ها : خانواده ام ، خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه نفرت ها : شيطان درون خودم ماشين مورد علاقه : بي ام و هنر پيشه هاي مورد علاقه : آلپاچينو غذاي مورد علاقه:: قورمه سبزي رنگهاي مورد علاقه : آبي و قرمز ميوه هاي مورد علاقه:: هندوانه ، پرتقال و آناناس حيوانهاي مورد علاقه:: ببر و شامپانزه ها محل هاي مورد علاقه بجز ايران : جنگل هاي باراني آمازون ، آفريقا و اهرام مصر خواننده و موزيسين هاي مورد علاقه : مايكل جكسن ، جورج مايكل ، مدونا ، برايان آدامز ، بويز تو من ، ميكسچر آو ورد ميوزيك و ... كلكسيون هاي مورد علاقه : حلقه هاي نقره اي و نشان هاي سوپر من دختر بايد چگونه باشد : رومانتيك ، مهربان ، صادق و پر احساس چه چيزي از دختر توجه تو را جلب مي كند : صورت و چشم هاي گويا چه روزي متوجه شدي كه معروف شده ای ؟ :
وقتي كه ما خارج ميشيم از فروشگاه در پياده رو ،مردم ميان و عكس مي گيرن با ما و مي پرسن از ما؟ اين بود لحظه خيلي خاصي . ما هستيم خوشحال از اينكه در قلب مردم جا داريم ، ما هم همه اونها رو دوست داريم مادرت تو را چگونه توصيف مي كند : مهربان و بخشنده ، بزرگ قلب و حساس چه پيامي براي دوست دارانت داري : شخصيت خوبي داشته باشيد ، به آرامي با همديگر صحبت كنيد ، و با هم مهربان باشيم تا دنيايي بهتر براي زندگي كردن داشته باشيم و از رويا هاتون پيروي كنيد تا موفق شويد ، همه شما را دوست دارم .
درباره هومن :
هومن بزرگ شده مونترال و ونكور كانادا است و او بوسيله برادر بزرگترش كامران و گروه ، پرواز كه كامران عضوي از آن بود مطرح شد ، هومن در مدرسه موسيقي خوانندگي و نواختن پيانو را شروع كرد . او همچنين با دوستانش در چندين نمايش هنري در مدرسه و دانشگاه شركت داشتند . هومن همچنين برگزيده مدل يكي از معروف ترين و محبوب ترين طراح هاي لباس و پوشاك در كانادا ، در مدهاي مختلف بود . بعد از ملاقات با شهبال شبپره گروه بلكتس را در سال 1998 تشكيل دادند ، هومن فرصت مناسبي براي پيوستن بلكتس بدست آورد و دوره موسيقي خود را در لوس آنجلس به عنوان يك خواننده در اين گروه با آلبومي كه سيندرلا نام داشت و در سال 1999 انتشار يافت ، شروع كرد و اين آلبومي بود كه بيشترين فروش را در بازار داشت ، كه باعث شد فصل جديد و خوبي در زندگي او باز شود ، و اين فقط آغاز اين راه براي او بود . اما همکاری او و برادرش با گروه بلکتز و شهبال هميشگی نبود ! شايد بتوان دليل آن را به خاطر اختلاف نظر داشتن و تفاوت افکار آنها با شهبال دانست در هر صورت حالا آنها مستقل از هر تحميل افکاری آلبوم بيست را منتشر کرده اند که موفقيت بزرگی برای سابقه هنری آنها به شمار ميرود . اسم كامل : هومن جعفري تاريخ تولد : 23 نوامبر محل تولد : تهران - ايران محل بزرگ شدن: : كانادا - آمريكا رنگ مو : مشكي رنگ چشم : قهوه اي تيره محل زندگي : كاليفورنيا نام مستعار : هامي خانواده : كامران برادر بزرگتر ، كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر زبان هايي كه صحبت ميكني : فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي زبان هايي كه مي خواني : فارسي - انگليسي - فرانسوي و اسپانيايي سرگرمي ها : نواختن پيانو براي بيان كردن احساسات ، ساختن آهنگ ، رقصيدن ،ايفاي نقش و نمايش ، نگاه كردن و بازي كردن فوتبال ، بسكتبال ، هاكي، كشتي و صرف كردن وقت هايي با برادرم كامران عشق ها : خوانندگي و اجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه نفرت ها : شيطان درون خودم ماشين مورد علاقه : بي ام و ــ فراری هنر پيشه هاي مورد علاقه : آلپاچينو ، رابرت دنيرو ، رابين ويليامز ، جيم كري ، جوليا رابرتز ، لئوناردو دي كاپريو ، زتا ، كريس تاكر ، ساموئل جكسن تام كروز و ...د غذاي مورد علاقه:: غذاهاي سريع (سرد) رنگهاي مورد علاقه : قرمز و رنگ هاي اشتياق آور و تند ميوه هاي مورد علاقه: آناناس ، هندوانه خنك و كيوي ترش حيوانهاي مورد علاقه:: سلطان جنگل شير ، و همه ميمون ها محل هاي مورد علاقه بجز ايران : آفريقا ، بخاطر اينكه مي توانم در آنجا حيوانات را از نزديك نگاه كنم خواننده و موزيسين هاي مورد علاقه : مايكل جكسن ، آليشيا كيز ، جورج مايكل ، تو پك ، بويز تو من و گوش مي دم هر آهنگي از بك استريت بويز و ان سينك و موسيقي هاي كلاسيك كلكسيون هاي مورد علاقه : نشان هاي سوپر من ، ساعت ها ، شال گردن ، تي شرت و حباب ها دختر بايد چگونه باشد : درستكار ، لبخند زيبا و حساس چه چيزي از دختر توجه تو را جلب مي كند : چشمانش همه چيز را بگويند ، وقتي به من نگاه مي كند متوجه چيزي كه مي خواهد بشوم چه روزي متوجه شدي كه معروف شدی ؟ : وقتي كه راه ميروم در خيابان ها و بسياري از مردم من رو مي شناسند و من را پشتيباني مي كنند ، اين هست يك احساس خوب ! مادرت تو را چگونه توصيف مي كند : باطني قوي و كسي كه هر كاري را شروع كند به آخر مي رساند چه پيامي براي دوست دارانت داري : عشق ها هستند كه ما را بسوي همه خوبي ها و بهتر ها هدايت مي كنند ، ايمان خود را نگه داريم تا به نتيجه برسيم چون ما مي دانيم كه هيچ چيزي غير ممكن نيست ! همه شما را دوست دارم ! MJ
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 22:13 توسط
|
|
||