|
|
|
|
|
سالروز ميلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطاي خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتاي امير مومنان و الگوي بي بديل تمام جهانيان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانويي که مهر آميزترين حکمت الهي، کوثر خاتم شد تا پايان يک رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطاي وجودش در وسعت بي کران عطش ما جاري شود، تا آنگاه بتوانيم از همه سراب ها رها شويم و از چشمه حقيقتش سيراب، با اين که کمتر کسي به کُنهِ وجودي او رسيده، ولي براي تشنگان حقيقت امکان دست يابي به ايشان از طريق علم و عمل به گفتار و سيره آن صديقه کبري ميسر است.
MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 0:15 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 15:34 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن
از در نشد از پنجره ، زوري خودت رو جا نكن
آدمكاي شهر ما بازيگرايي قابلن
وقتش بشه يواشكي رو قلب هم پا مي زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق كشي زرنگيه
شيطونك مغزاي ما دلداده دو رنگيه
دلخوشي هاي الكي ، وعده هاي دروغكي
عشقاشونم خلاصه شد تو يك نگاه دزدكي
آدمكاي شب زده قلبا رو ويرون مي كنن
دل ستاره ي منو ، از زندگي خون مي كنن
ستاره ها لحظه ها رو با تنهايي رنگ مي زنن
به بخت هر ستاره اي ، آدمكا چنگ مي زنن
عمري به عشق پر زدن قفس رو آسون مي كنن
پشت سكوت پنجره چه بغضي بارون مي كنن !
مردم سر تا پا كلك ، رفيق جيب هم مي شن
دروغه كه تا آخرش ، همدل و هم قسم مي شن
رو دنده حسادتا زنگي رو مي گذرونن
عادت دارن به بد دلي نمي تونن خوب بمونن
قصه روزگار اينه ، به هيچ كسي وفا نكن
روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 15:58 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..... هر وقت با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر ، يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي
آنقدر بوسيدمش تا خسته شد غرق در بوسه ي پيوسته شد خواست لب بر شکايت باز کند لب نهادم برلبش تا بسته شد . اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 22:49 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 23:43 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
یه روز عشق و ديوونگي و محبت و فضولي داشتن با هم قايم باشك بازي مي كردن نوبت به ديوونگي كه رسيد همه را پيدا كرد اما هر چه گشت از عشق خبري نبود فضولي متوجه شد كه عشق پشت يه بوته گل سرخ قايم شده ديوونگي رو خبر كرد و ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو كرد صداي فرياد عشق بلند شد وقتي به سراغش رفتند ديدند چشماش كور شده و ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت كه هميشه عشقو همراهي كنه و از اون به بعد ديوونگي شد
عصاي عشق MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اي كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم
MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 0:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،
عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛ اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست برات یه هدیه دارم ##**#####**## این یه سیم خارداره. بپیچ دورت تا کسی دستش به گل من نرسه MJ
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 13:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود هر كی اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت هيچ ادايی جای اون ناز و اداتو نگرفت پيش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی كنه روی هر بومی زديم رنگ چشاتو نگرفت ازم پرسيد: دوستم داري؟ گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتي که خدا از همه چيز به ما نزديک تره!!! MJ
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 22:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بهترین بخشش آن است که منتظر تشکر نباشی .
بهترین عادت آن است که در سلام پیش دستی کنی . بهترین خصلت آن است که هیچ کس را نرنجانی . بهترین خداحافظی آن است که حتما سلامی در پی داشته باشد . بهترین قدردانی آن است که در عمل باشد نه بر زبان MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 12:18 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق با غرور زيباست
ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است MJ
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 22:28 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟
با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو بهم ميزنه MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:15 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
هميشه وقتي داري گريه ميکني
اوني که آرومت ميکنه دوستت داره ولي اوني که باهات گريه ميکنه عاشقته MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:37 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه از بوي گلي خوشت نيومد
تو رو خدا شاخه هاشو نشکون
MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتگوي ماه و نابينا:
نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو كه منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:3 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از هر چيز جمله هاي امروز:
«فردا و ديروز با هم دست به يكي كردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد و فردا با وعده هايش مرا خواب كرد. وقتي كه چشم گشودم امروز گذشته بود MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر قرار بود تو دنيا جاي چيزي باشم،،،
دوست داشتم جاي اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگيرم،،، رو گونه هات جاري شم،،، رو لبات بميرم..... تا بدوني چقدر دوست دارم MJ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگي تفسير سه كلمه است:
خنديدن.... بخشيدن.... و فراموش كردن.... پس.... بخند.... ببخش.... و فراموش كن به 3 چيز اعتماد نكن: دل، زمان و عمر... دل رنگ پذيره،زمان در تغييره،عمر در تقديره MJ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:45 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 22:17 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود!
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي MJ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 22:6 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم
MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دوست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد. MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:40 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ميگويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم
عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا! زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود شبي از شبها تو مرا گفتي شب باش من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه فانوس نظرگاه شب من باشي با هر نفسم؟لبخندم؟ اشكم و با تمام زندگيم شب هستم MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟
گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد. MJ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:57 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مردي خواب عجيبي ديد. او درعالم رويا ديد که نزد فرشتگان رفته و به کارهاي آنها نگاه مي کند هنگام ورود ، دسته بزرگي ازفرشتگان راديد که سخت مشغول کارند وتندتند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنندوآنها را داخل جعبه هايي مي گذارند. مرد ازفرشته اي پرسيد: شما داريد چکار مي کنيد؟ فرشته درحاليکه داشته نامه اي را بازمي کرد، جواب داد: اينجا بخش دريافت است ، ما دعاها و تقاضاهاي مردم زمين راکه توسط فرشتگان به ملکوت مي رسد به خداوند تحويل مي دهيم. مردکمي جلوتررفت . باز دسته بزرگ ديگري ازفرشتگان راديد که کاغذهايي راداخل پاکت مي گذارند وآنها را توسط پيک هايي به زمين مي فرستند. مردپرسيد : شماها چکار مي کنيد؟ يکي ازفرشتگان باعجله گفت اينجا بخش ارسال است ، ماالطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمين مي فرستيم. مردکمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکارنشسته !!! مرد باتعجب ازفرشته پرسيد : شما اينجاچکار مي کني و چرا بيکاري؟؟ فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است مردمي که دعاهايشان مستجاب شده بايد جواب تصديق دعا بفرستند ولي تنها عده بسيار کمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد : مردم چگونه مي توانند جواب تصديق دعاهايشان را بفرستند؟؟! فرشته پاسخ داد: بسيار ساده است ، فقط کافيست بگويند: خدايا متشکريم
MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:31 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
من گلم تو منگلی با هم میشیم گلمنگلی
MJ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 19:4 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تو اين دنياي نامرد يه دختر نابينا بود که يه دوست پسر داشت دختر دوست پسرش رو خيلي دوست داشت بهش ميگفت اگه من دو تا چشم داشتم واسه هميشه باهات ميموندم يه روز يه نفر پيدا شد که چشماشو داد به دختره دختره وقتي تونست دوست پسرشو ببينه ديد که اونم نابيناست به پسره گفت ديگه نميخوامت از پيش من برو پسره وقتي داشت ميرفت لبخند تلخي زد و با اشک گفت: مواظب چشماي من باش
MJ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 18:53 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:25 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 19:18 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟ گفت : آره سخت نيست ، آسونه. گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه. يه خنجر برداشت . گفتم اين چيه ؟ گفت : سيسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي . خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم ديوونه. اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده. دوست دارم ديوونه
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم MJ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 19:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،
بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند، و تو از اون رسم محبت بياموزی MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 18:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.
پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر . بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 18:2 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 17:53 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
از شمع يک چيز آموختم:
ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 18:17 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوندی که عشق را آفرید...!
می گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هیچم و برای او زنده هستم...! او رفت، تنها ماند...! زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد! از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو...! گفت: عشق اتفاق است باید بنشینی تا بیفتد! گفت: عشق آسودگیست، خیال است...! خیالی خوش!! گفت: ماندن است، فرو رفتن در خود است! گفت: خواستن و تملک است، گرفتن است! گفت: عشق ساده است! همین جاست دم دست و دنیا پر شده از عشق های زودگذر، عشق های سادهء اینجایی و عشق های نزدیک و لحظه ای! گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی...!! گفتم: عشق یک ماجراست، ماجرایی که باید آن را بسازی! گفتم: عشق درد است درد تولدی نو، عشق تولد است به دست خویشتن! گفتم: عشق رفتن است عبور است، نبودن است! گفتم: عشق جستجوست، نرسیدن است، نداشتن و بخشیدن است! گفتم: عشق درد است! دیر است و سخت است! گفتم: عشق زیستن است از نوعی دیگر...! به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام...؟!! گفتم: عشق راز است، راز بین من و توست، بر ملا نمی شود و پایان نمی یابد، مگر به مرگ...!!!
و اما...: عشق حقیقی چیه؟ به چی می گن عشق حقیقی؟ کی عاشق است؟ کی معشوق؟ اصلا" عشق چیه؟ چه جوری عشق بوجود میاد؟ چرا می گن عشق ؟... اصلا" من عاشق هستم؟ من تونستم خودم را عاشق نشون بدم، من عشق حقیقی را می شناسم، من عاشق حقیقی بودم؟ من چه چیزهایی را برای داشتن یک عشق حقیقی می شناسم؟ ... این چند روز عشق های الکی را با همهء وجودم حس کردم، فرق بین عشق های راستین و حقیقی و الکی را فهمیدم، دلم برای خیلی از عاشق های حقیقی که معشوقشان عشق الکی داشت سوخت، آنوقت بود بود که با همهء وجودم از خدای مهربانم می خواستم که هیچ عاشق راستینی را به چنین دردی مبتلا نکنه، هیچ چیزی تو دنیا آدم را تا به این حد خورد نمی کنه که بفهمی کسی را که با همهء وجودت، با همهء پاکی خودت، با همهء صداقتت دوست داشتی، عشقش به تو راست نباشه و الکی دم از عشق و دوست داشتن می زده!! چرا این روزها عشق ها راست نیستند؟ چرا این روزها همه خیلی راحت دم از عشق می زنند؟ چرا وقتی عشق را نمی شناسند از آن حرف می زنند؟ چرا عشق را زیر سوال می برند؟ چرا دوست دارند خودشان را عاشق نشون بدن درصورتی که باطنا" عاشق نیستند؟ چرا با عنوان عشق دل خیلی ها را می شکنند؟ چرا دلشون می خواد عشق را بی هویت و بی اساس جلوه بدهند؟ چرا عشق را بی آبرو و بی اهمیت می کنند؟ چرا عشق را با چیزهای دیگر برابر می دانند؟ چرا عشق را فقط تو هوس و لذت بردن می بینند؟ چرا این روزها عشق با هوس و شهوت یکی شده؟ مگه اینها خودشان تو این دنیا زندگی نمی کنند؟ مگه اینها زندگی را دوست ندارند؟ مگه اینها نمی خوان روزی کسی را کنار خودشان داشته باشند؟ کسی که عاشقشون باشه، کسی که فقط مال آنها باشه؟ چرا نمی خوان عشق را بشناسند؟ چرا نمی خوان بفهمند که عشق خیلی بیشتر از آنی که فکر می کنند، عشق لذتش خیلی بیشتر از آن هوس و شهوتی که با عشق برابر می دانند؟ چرا باعث می شوند که دیگه کسی عشق را باور نداشته باشه؟ تا کسی دم از عشق می زنه همه با شک و دودلی به آن نگاه کنند؟ چرا، چرا، چرا؟؟؟... دل های بزرگ و احساس های بلند عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند، عشق هایی که جان دادن در کنارش شور انگیز است، اما کدام معشوقی مخاطب راستین چنین عشقی می تواند باشه؟ این عشق ها همیشه تو فضای جادویی اسطوره و افسانه سر گردانند و تو دل کلمات شعر و حلقوم ناله های موسیقی و تو روح ناپیدای هنرها و یا در خلوت دردمند سکوت و حسرت و خیال و تنهایی چشم به راه آمدن کسی هستند که می دانند که نمی آید! راستی چرا عشق ها راستند و معشوقها دروغ؟! تازه مگه عشق به بیتابی شورانگیز دل در جستجوی گم کردهء خویش نیست؟ معلوم است که من از عشق های بزرگ حرف می زنم نه عشق های شدید از نیازی که زادهء بدون او به سر بردن است نه احتیاجی که فقر بی کسی است، ترس از مجهول ماندن نه درد محروم بودن...!!! میدانی: عاشق شدن آسان است اما عاشق موندن خیلی سخت است! خیلی ها عاشق می شن، شاید خیلی شدید دلبسته بشن، اما چون عشق را نشناختند، چون عاشق حقیقی نبودند، چون هنوز حقیقت عشق را درک نکردن، چون عشق را در نیاز می دیدند، چون عشق را تنها در ترک تنهایی می دیدند، چون عشق را در رفع احتیاجشون می دیدند، چون تشنهء عشق بودند نه لایق عشق ، چون به دنبال کسی بودند که بتوانند باهاش زندگی کنند نه اینکه بتوانند بدون آن زندگی کنند، چون عشقشون یک عشق خام بوده و عشق خام کلام دوستت دارم را ابراز می کنه چون به معشوقش محتاج است، اما عشق پخته به معشوقش محتاج است چون دوسش داره، برای همین خیلی زود عشقشون سرد می شه و از بین میره، آنوقت هست که تنفر بوجود میاد و عشق جلوهء خودش را از دست می ده!! ولی ای عزیز من! تو نگاه عاشقانه ات را عاشقانه نگهدار و کلام سادهء عاشقانهء خودت را خالصانه بگو و همیشه به یاد داشته باش شبه عشق در کنار عشق بوده است! "دوستت دارم" جمله ای که عاشقانه شاید روزی هزار بار بهم می گوییم، شاید قشنگ ترین و در عین حال مناسب ترین جمله برای حال عاشقا باشد، اما ای کاش همیشه صادقانه و از ته دل و مهم تر از همه جاودانی باشد! عاشق باش، صادق باش، پاک باش، بخشنده باش و بدون انتظار!! عادت همه چیـز را ویران می کند و از بین می برد، وای به روزی که چیزی ـ حتی عشق ـ عــادتـمان بشـه، عاشق کم است و حرفهای عاشقانه فراوان، دیگر سخن گفتن عاشقانه دلیل عشق نیست و آواز عاشقانه خواندن دلیل عاشق بودن نیست، عشق کلمه نیست که عاشق شدن حرفی بشود، عشق تکرار نفس های عاشق و معشوق است، آرام آرام میاد و می رود و عاشق را از طراوت مرورش سرشار می کند، عشق کلمه نیست که ما را در بند زمان اسیر کنه و محدود به یک موقیت و زمان باشه، عشق جاودانی است، عشق بخشیدن است، عشق فراموش کردنی نیست، بلکه بخشیدن است، عشق گوش دادن نیست، بلکه درک کردن است، عشق دیدن نیست، بلکه احساس کردن است، عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست، بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است، عشق همیشه به یادش بودن است، عشق دلشورهء آن را داشتن است، عشق یعنی غرورت را بخاطرش بشکنی، عشق یعنی برای موفقیت آن هر کاری بکنی، نه اینکه آن را نردبانی برای بالا رفتن خودت قرار بدی و آن را بشکنی، عشق یعنی در همه حال آن را کنار خودت حس کنی، عشق یعنی به جز آن کس دیگه ای برات مهم نباشه، عشق صداقت داشتن است، عشق راست بودن است، عشق پاک بودن است، عشق خیانت نکردن است، عشق همهء وجودت را بخشیدن است، عشق انتظار نداشتن است، پاکترین عشق آنجاست که انتظاری نباشه، پاکترین عشق آنجاست که صداقت و پاکی باشه!!! عشق ؛ بخشیدن، از خود گذشتن، درک کردن، احساس کردن، صبر داشتن، انتظاری نداشتن، راست بودن، پاک بودن، یکی بودن، همراه بودن، دوست بودن، همدل و همزبان بودن، ایمان داشتن و با معشوق به خدا رسیدن است!!...
پرسی نشان عشق چیست؛ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست! عشق یعنی مهر بی چون و چرا؛ عشق یعنی کوشش بی ادعا! عشق یعنی مهر بی اما، اگر؛ عشق یعنی رفتن با پای سر! عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست؛ عشق یعنی جان من قربان اوست! عشق یعنی خواندن از چشمان او؛ حرف های دل بدون گفتگو! عشق یعنی عاشق بی زحمتی؛ عشق یعنی بوسهء بی شهوتی! عشق، یار مهربان زندگی؛ بادبان و نردبان زندگی! عشق یعنی دشت گلکاری شده؛ در کویری چشمه ای جاری شده! یک شقایق در میان دشت خار؛ باور امکان با یک گل بهار! در خزانی برگ ریز و زرد و سخت؛ عشق تاب آخرین برگ درخت! عشق یعنی روح را آراستن؛ بی شمار افتادن و برخاستن! عشق یعنی زشتی زیبا شده؛ عشق یعنی گنگی گویا شده! عشق یعنی مهربانی در عمل؛ خلق کیفیت به زنبور عسل! عشق یعنی گل به جای خار باش؛ پل به جای این همه دیوار باش! عشق یعنی یک نگاه آشنا؛ دیدن افتادگان زیر پا! زیر لب با خود ترنم داشتن؛ بر لب غمگین تبسم کاشتن! عشق، آزادی، رهایی، ایمنی؛ عشق زیبایی، زلالی، روشنی! عشق یعنی تنگ بی ماهی شده؛ عشق یعنی ماهی راهی شده! عشق یعنی آهویی آرام و رام؛ عشق صیادی بدون تیر و دام! عشق یعنی برگ روی ساقه ها؛ عشق یعنی گل به روی شاخه ها! عشق یعنی از بدیها اجتناب؛ بردن پروانه از لای کتاب! در میان این همه غوغا و شر؛ عشق یعنی کاهش رنج بشر! ای توانا، ناتوان عشق باش؛ پهلوانا، پهلوان عشق باش! ای دلاور، دل به دست آورده باش؛ در دل آزرده منزل کرده باش! عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر؛ واگذاری آب را بر تشنه تر! عشق یعنی ساقی کوثر شدن؛ بی پر و بی پیکر و بی سر شدن! عشق یعنی خدمت بی منتی؛ عشق یعنی طاعت بی جنتی! گاه بر بی احترامی، احترام؛ بخشش و مردی به جای انتقام! عشق را دیدی خودت را خاک کن؛ سینه ات را در حضورش چاک کن! عشق آمد خویش را گم کن عزیز؛ قوت ات را قوت مردم کن عزیز! عشق یعنی مشکلی آسان کنی؛ دردی از درمانده ای درمان کنی! عشق یعنی خویشتن را گم کنی؛ عشق یعنی خویش را گندم کنی! عشق یعنی نان ده و از دین مپرس؛ در مقام بخشش از آئین مپرس! هر کسی او را خدایش جان دهد؛ آدمی باید که او را نان دهد! در تنور عاشقی سردی مکن؛ در مقام عشق نامردی مکن! لاف مردی میزنی مردانه باش؛ در مسیر عاشقی افسانه باش! دین نداری مردمی آزاده باش؛ هرچه بالا میروی افتاده باش! در پناه دین، دکانداری مکن؛ چون به خلوت میروی کاری مکن! عشق یعنی ظاهر باطن نما؛ عشق یعنی شور هستی در کلام؛ عشق یعنی شعر، مستی، والسلام!!!... MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 23:14 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
غوغای ولنتاین بیگانه در برابر کهن آیین مهرورزی سپندار مذگان در 29 بهمن
غوغای ولنتاین بیگانه در برابر کهن آیین مهرورزی ولنتاین را همه می شناسند. چرا که چند سالی است این رسم بیگانه در دیار ما در کتاب ابوریحان بیرونی در خصوص این روز آمده است که «این جشن ویژه زنان و در تأیید این مسأله، دکتر سیدحسن حسینی، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز در به خاطر اینکه ما نه تنها چنین مراسمی را ایجاد نکرده ایم، بلکه مراسمی را که پی نوشت: MJ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 21:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 22:21 توسط سیمرغ
|
|
||
|
|
|
|
|
HAPPY VALENTINES DAY ![]() ![]() MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1380ساعت 18:0 توسط
|
|
||