تبليغاتX
بچه های باحال ریاضی
سرگرمی
دیوار بزرگ چین ، شهر باستانی پترا در اردن، مجسمه حضرت مسیح در برزیل، تاج محل در هند ، ماچو پیچو در پرو، کلوسیوم در روم و هرم های باستانی چیچن ایتزا در مکزیک به عنوان 7 عجایب دنیا معرفی شدند.
پس از مدت ها انتظار و نظرسنجی از بیش از100 میلیون نفر در سراسر دنیا پس از آثار ساخته شده به دست انسان، برج ایفل، اکروپولیس در یونان و کاخ کرملین نیز در مقام های بعدی قرار گرفتند.
نظرسنجی درباره عجایب هفتگانه دنیا از سال 1999 اجرا شد که انتقادمقامات مصری را برانگیخت زیرا آنها معتقد بودند، اهرام این کشور نیازی به نظر سنجی ندارند.
اهرام مصر آخرین شگفتی به جا مانده از دنیای باستان است .
مجسمه زئوس در المپیا، آرامگاه هالیکارناسوس، کاخ های فراعنه در اسکندریه، باغ های معلق بابِل، معبد آرتمیس و مجسمه رودِس عجایب هفتگانه دنیای باستان بودند که جز اهرام مصر، همگی ویران شده و از میان رفته اند.
معرفی عجایب هفتگانه در مراسمی در لیسبون پرتغال برگزار شد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:50  توسط   | 

- تعیین دقیق زمان مرگ
تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود.

- صابون
همه ما روزانه از صابون هاي جامد و مايع براي شستشو استفاده مي كنيم و كارخانه هاي زيادي مشغول ساخت صابون هايي با عطر و رنگ هاي مختلفي هستند.
اگر استئارات گليسرول را با محلول غليظ ئيدروكسيد سديم مخلوط كنيم گليسرول و استئارات سديم (صابون)
به دست مي آيد(معادله1در پايين) اين گونه واكنش ها كه منجر به وجود آمدن صابون ميشوند را صابوني شدن مي نامندپس از پايان واكنش به آن محلول غليظ ئيدروكسيد سديم ميزنند در اثر آن گليسرول از محلول جدا مي شود و صابون به سطح محلول مي آيد.كه در دماي معمولي جامد است.
در روشهاي جديد تر صابون طي واكنش ها ي(2)و(3)ميسازند.
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3NaOH:3C17H35COONa+C3H5(OH)3 فرمول 1
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3H2O:3C17H35COOH+C3H5(OH)3 فرمول 2
C17H35COOH+NaOH:C17H35COONa+H2O فرمول 3

- آلکنها
در بسياری از هيدروکربنها دو اتم هيدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.اين هيدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH2 و n تعداد اتم های کربن است.ا
اتيلن:گازي بي رنگ با بويي ملايم و مطبوع است به مقدار كمي در آب حل مي شود.به عنوان هوشبر كاربرد دارد .
اتيلن هيدروكربن بسيار ارزنده اي است.به مقدار كمي در گياهان وجود دارد
در فرايند رسيدن ميوه ها دخالت دارد.افزايش غلظت آن باعث افزايش سرعت ميوه ها مي شود
از اين خاصيت در تجارت موز استفاده مي شود.اين ميوه را نارس مي چينند (زيرا ميوه نارس
كمتر از ميوه رسيده آسيب مي بيند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استيلن قرار مي دهند
و رنگ آنها هم زرد مي شود.و در ظاهر تفاوتي با موز هاي طبيعي ندارند



- چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد می شود ؟

ابتدای ماجرا : هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO2 به حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO2 حل شده در آن بیش از ظرفیت انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن CO2 دارد. برای این کار گاز CO2 محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO2 حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دور نی . به زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل حباب را بازی می کنند.به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین اتفاقی اصلا شیمیایی نیست. هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید. تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان به جای نمک خاک بریزید !!!

- آيا ميدانستيد تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش می یابد ؟

- آيا ميدانستيد استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید ؟

- آيا ميدانستيد کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دار د؟


- ساختن موشك با استفاده از هيدروژن پري اكسيد و نقره
براي اين كار هيدروژن پري اكسيد بايد غليظ شده باشد.(در حدود 90 درصد ) هيدروژن پري اكسيد كه در دارو خانه ها ميفروشند غلظلتش درحدود 3 در صد است.فرمول شيميايی هيدروژن پري اكسيد H2O2 است.وقتي با نقره واكنش برقرار ميكند نقره نقش كاتاليزور را بازي ميكند.اين واكنش اتم اضافه اكسيژن را ازاد كرده اب و گرماي زيادی توليد ميكند.گرما اب را به بخار تبديل كرده كه اين بخار ميتواند با سرعت بالا از نازل موشك خارج كند.
براي ساخت موشك ميتوانيد از بطری نوشابه هاي خانواده خالي استفاده كنيد به اين صورت كه در نوشابه را سوراخ كوچکي بكنيد(نقش نازل موشك) و مواد را در ان ريخته و در ان را ببنديد واكنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بيرون زده و اگر بطری نوشابه را بروي زمين بخوابانيد اين موشك حركت خواهد كرد


- آيا آرد (آرد گندم) ميتواند منفجر شود؟
همه ميدانيم كه بيشتر گندم سفيد از نشاسته درست شده است . و ميدانيم كه نشاسته از كربوهيدرات ساخته شده است يعني از به هم پيوستن زنجيره ی مولكولهاي شكر . هر كسي كه تا بحال مارشمالو (نوعي شيريني خميرمانند )را اتش زده باشد ميداند كه شكر براحتي ميسوزد , پس ارد هم ميتواند.آرد و خيلي از كربوهيدراتهاي ديگر ميتواند اتش بگيرند وقتي انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافيه در هر متر مكعب 50 گرم يا بيشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره هاي آرد انقدر كوچك هستند كه فورا ميسوزند. وقتي يك ذره بسوزد بقيه ذره هاي نزديكش را هم روشن ميكند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور كرده و منفجر ميشود. تقريبا هر كربو هيدرات بصورت گرد و غبار وقتي مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خيلي از انبارهاي آرد به همين صورت با يك جرقه يا يك منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزي ميشود.

- آيا ميدانستيد گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود ؟

- علت جرقه زني در سنگ چخماخ چيست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف مي باشد، تيره رنگ مي باشد و در شاخه کوارتزها قرار مي گيرد Flint نوع کوارتز آلفا مي باشد که تا دماي 573 درجه سانتيگراد پايداري دارد و به صورت گرهکهايي در گچ و سنگ آهک يافت مي شود .از سنگهاي حاوي سيليس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبي دارند مي باشد. ‌اين سنگها يك پارچه بوده كه به علت نقص ساختماني در برخورد با يكديگر جرقه زده و O-3 آزاد مي نمايد اين سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف مي‌باشد .


- اطلاعات جالبی در مورد جيوه:
بيشترين معادن جيوه دنيا در اسپانيا و ايتالياست و مهمترين سنگ معدن آن سينابار يا سولفور جيوه است با گوگرد و هالوژنها تركيب مي شود اما با اسيدها به جز اسيدنيتريك بي اثر است جيوه و تركيبات آن توسط پوست و بلعيدن و تنفس جذب بدن مي شود ماكسيمم مقدار مجاز بخار جيوه در هواي محيط كار 1.0 ميلي گرم در متر مكعب و ماكسيمم مقدار جيوه مجاز موجود در ادرار 3.0 ميلي گرم در ليتر است كليه ها نقش مهمي در دفع جيوه از راه ادراري دارند ضمن اينكه بيشترين تجمع جيوه در اعضاي بدن نيز در كليه هاست .


- آيا ميدانستيد اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود ؟

- آيا ميدانستيد لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد ؟

- آيا ميدانستيد رادیم گرانترین فلز است ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:34  توسط   | 

فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام.
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی‌كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.


من دوستان را به خاطر نيكويی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.

زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می‌گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر می‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت می‌بينم و از اين رو می‌خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.


بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد.


فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند.


همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .


هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.
از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.


به نام خدا و نياکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بی‌جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهای نغز و زيبا می‌پرورد آميخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می‌بخشد آميخته گردم.


هم‌اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می‌گسلد ... اگر از ميان شما كسی می‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم.پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.


به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:19  توسط   | 

قبل از تسلط اعراب بر ايران، در انتهاي سلسلة ساساني در زمان يزدگرد سوم ( قرن 7 ميلادي ) دين رسمي کشور ايران، دين زرتشت بود. پيامبر اين دين يعني اشو زرتشت براي قدر نهادن ايزدان، که سمبلهاي نيروهاي سودمند به حال آدمي در طبيعت بودند، مراسم آييني فراواني از جمله جشن هايي را پايه گذاري کرد.



اين جشنها شامل 2 بخش بودند، گاه انبارها و جشنهاي ماهانه .



گاه انبارها، جشنهايي بودند که براي تقديس اهورامزدا و شش روان جاويدان ( امشا سپندان ) که همواره نزداومتوطن هستند، برگزار مي شدند. اهورامزدا و شش امشا سپندان، حافظان هفت مخلوق مي باشند. آسمان، آب ها، زمين، آتش، گياهان، حيوانات و آدمي. بعدها شش امشا سپند را در زبان فارسي با اندکي تغيير به نامهاي شهريور، خرداد، اسفند، اردي بهشت، امرداد و بهمن خواندند.



به نظر مي رسد پايه گذار اين جشن ها، زرتشت پيامبر باشد. اما گفته شده است که اين جشن ها به خصوص گاه انبارها در زمانهاي بسيار دورتر از زمان زرتشت هم جشن گرفته مي شده اند.



گاه انبارها هر يک به مدت پنج روز برگزار مي شدند و به ترتيب عبارت بودند از : 1- ميديوزرم، در نيمة بهار هنگام برداشت خرمن 2- ميديوشهم، در نيمة تابستان 3- پيتي شهم، در ماه شهريور 4- اياترم، در ماه مهر 5- ميديارم، در نيمة زمستان 6- همسپتمدم، در ماه اسفند 7- آخرين گاه انبار، روز آخر سال بود و به جشن نوروز متصل مي شد.



هزينة اين جشنهاي هفتگانه را ثروتمندان تامين مي کردند. مردم در اين روزها در کنار همديگر مي خوردند، مي نوشيدند و پايکوبي مي کردند و در پايان جشن، آنچه از خوردني ها باقي بود، به خانة افراد نيازمند فرستاده مي شد.



در کنار گاه انبارها، جشن هاي ماهانه هم از اهميت خاصي برخوردار بودند. در هر ماه يک روز نام ماه با نام روز يکي مي‌شد. مردم اين روز را جشن مي‌گرفتند و در آن طي مراسمي به تقديس نام اهورامزدار مي‌پرداختند.



از مهم‌ترين جشن‌هاي ماهانه مي‌توان مهرگان و تيرگان را نام برد که جزء پنج جشن بزرگ ايرانيان بوده‌اند. (در کنار نوروز، سده و يلدا) و در سرتاسر امپراطوري مراسم مربوط به آن‌ها با شکوه تمام برگزار مي‌شده‌ است.



از ميان جشن‌هاي ماهانه، مهرگان بي شک مهمترين و با شکوه ترين جشن بوده است. روز مهر از مهرماه. اين جشن سابقه‌اي پيش اوستايي دارد.



در باور مردمان آن زمان، اين خورشيد بوده است که به طبيعت زندگي مي‌بخشيده. آنان خورشيد را مهر نام نهادند و مهر نامي است که براي مفهوم دوستي و محبت برگزيده‌اند و به اين ترتيب نشان داده اند که اساس هستي و آنچه که به عالم هستي، بودن مي‌بخشد "مهر" است.



"مهر" از مهمترين عناصر "اشا" قانون حاکم بر طبيعت است و همواره بر ضد "دروژ" در مبارزه.



آنان که راه مهر را پيمايند به مبدأ مي‌رسند. در سنت ميترائيسم، ميترا، ايزد نگهبان خورشيد، حافظ پيمان و سمبل مهر ورزيدن است.شخصيت مسيح گونه ميترا را در متن هاي مقدس دوره پيش اوستايي مي توان يافت. ميترا هنگامي که جهان را "دروژ" فرا گرفته بود و از "اشا" تقريباً خبري نبود، به صورت گاو نر سفيدي به زمين متجلي شد و به عنوان فديه گناهان بشر خود را قرباني کرد تا جهان از تباهي مصون بماند و خورشيد مهر دوباره بر تارک هستي فروزان گردد و اين همان است که در مورد مسيح از کتاب مقدس مي‌خوانيم.



مسيح - که درود خدا بر او باد- به روي صليب جان داد تا نوع بشر از تباهي رها شود، مسيح که سمبل مهرورزيدن مي‌گويد، راه منم، راستي منم، زندگي منم، هيچ نمي‌تواند به خدا برسد مگر به وسيلة من و اين چيزي نيست جز باور مردمان بدوي زمان‌هاي دور که تنها راه رسيدن به مبدأ، پيمودن راه مهر است.



از نقطه نظر اسطوره‌اي در روز مهر از ماه مهر، نيروي راد و راستي (اشا) به سرکردگي کاوه بر آتش دروژ ضحاک به پيروزي رسيد و فريدون پادشاه شد. بنابراين مهرگان سمبلي از پيروزي نهايي مزدا بر اهريمن است.



بر اساس منابع يوناني در جشن مهرگان پادشاهان لباس ارغواني مي‌پوشيدند و به همراه مردم در مجالس عمومي باده گساري مي‌کردند. اين تنها روز در ايران باستان بوده که مردم مي‌توانستند در ملا عام باده گساري کنند. از جشن مهرگان در کتاب تلمود، از کتب مقدس يهود هم سخن رفته است و اين نشان مي‌دهد که اين جشن مختص ايرانيان نيست و در بسياري از مناطق دنياي باستان برگزار مي‌شده است.



در متون تاريخي زرتشتي آمده است که مهرگان روزي است که در آن انسان نر و ماده از کيومرث که در باور زرتشتي مثال نوع بشر است آفريده شد. همچنين آمده است که خورشيد براي اولين بار درخشندگي خود را در اين روز شروع کرد و در واقع اين روز، روز آغاز جهان بوده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:10  توسط   | 

 

Tehroon

شوراي عالي انقلاب فرهنگي از فيلتر شدن smsهاي غيراخلاقي خبر داد.
اين شورا در آخرين نشست خود كه پس از تعطيلات نوروزي انجام شده با تاييد اعضاي آن از جمله وزير ارتباطات، وزير ارشاد و رئيس سازمان صدا و سيما تصميم گرفت، ابزار لازم را دراختيار وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات قرار دهد تا جلوي ارسال smsهاي غيراخلاقي را بگيرد.

البته در حال حاضر تنها مشتركان اپراتور دوم (ايرانسل) از اين سرويس استفاده كنند و اپراتور اول (ارتباطات سيار 0912) نيز قرار است تا پايان شهريورماه اين سرويس را براي مشتركان خود فعال كند. اين سرويس كه توانايي ارسال چند متن همراه عكس و موسيقي مورد نظر مشتركان را دارد، مورد توجه دوستداران تلفن همراه قرار دارد كه با اين تصميم به نظر مي‌رسد اعتماد به سيستم براي استفاده از اين سرويس كاهش يابد. البته 3 سال پيش همزمان با انتخابات رياست‌جمهوري نيز بحث‌هاي مختلفي براي فيلتر شدن سرويس SMSهاي مشتركان مطرح شد كه در آن زمان اين امر با مخالفت‌هاي متعددي از سوي كارشناسان امر مواجه شد و بالاخره پس از مدتي از منتشر شدن اين بحث، وزير ارتباطات وقت از غيرعملي بودن اين طرح خبر داد و به اين ترتيب به جو موجود پايان داد و اين امر موجب شد تا ميزان SMSها با افزايش قابل توجهي مواجه شود. به نظر مي‌رسد اپراتورهاي فعال تلفن همراه با پيش‌بيني درآمد از محل smsها سعي دارند هرچه سريع‌تر اين سرويس را براي مشتركان خود فعال كنند.

با اين اوصاف و با وجود انتشار خبر تصويب فيلتر شدن smsهاي غيراخلاقي از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، روابط عمومي شركت مخابرات از ابلاغ چنين مصوبه‌اي اظهار بي‌اطلاعي كرد.
دكتر داوود زارعيان در گفت‌و‌گو با خبرنگار آ«تهران امروزآ» در اين باره گفت: هنوز مصوبه‌اي در اين خصوص به ما ابلاغ نشده است.

مدير روابط عمومي مخابرات در مورد ميزان اجرايي بودن اين تصميم افزود: اين امر از لحاظ فني و تكنولوژي قابل اجراست ولي بايد تجهيزات مورد نياز آن خريداري شود كه با ابلاغ مصوبه اطلاعات دقيق‌تري را ارائه مي‌كنيم. همچنين در اين باره رمضانعلي صادق‌زاده شيخان، رئيس كميته مخابرات مجلس شوراي اسلامي با اظهار بي‌اطلاعي از تصويب اين مصوبه گفت: اين كار از نظر فني، علمي و تئوري امكان‌پذير است ولي باتوجه به حجم SMS و sms‌هاي مشتركان تلفن همراه كار بسيار سختي است.

وي تصريح كرد: در حال حاضر تكنولوژي مورد نياز آن در دنيا وجود دارد ولي باتوجه به اينكه براي اجراي اين مصوبه بايد sms‌ها كنترل و سپس ارسال شود مشتركان با يك تاخير sms‌هاي خود را دريافت خواهند كرد. به گفته صادق‌زاده ميزان عملي بودن اين مصوبه جاي سوال دارد و باتوجه به اينكه در جهان و هم در ايران تاكنون بازخواني sms و SMS و حتي شنود تلفني از طريق حكم قضايي انجام مي‌شد منطقا بايد براي انجام اين كار نيز از حكم قضايي استفاده كرد.

وي تصريح كرد: تجربه قبلي براي كنترل سايت‌هاي اينترنتي نشان داده كه با همكاري وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد و سازمان صدا و سيما انجام چنين طرح‌هايي عملياتي است ولي حجم وسيع مشتركان تلفن همراه نقطه مجهول اجراي اين تصميم خواهد بود.
با اين اوصاف و با تجربه قبلي وزارت ارتباطات براي اظهار نارضايتي مشتركان از تاخير در ارسال SMS‌هاي مشتركان به نظر مي‌رسد با اجراي مصوبه جديد بايد منتظر تاخيرهاي بيش از پيش ارسال SMS و sms‌هاي تلفن همراه باشيم.

بررسي خبرنگار ايستنا در آرشيو مصوبات شورايعالي انقلاب فرهنگي هم به جايي نرسيد.
روز گذشته خبرگزاري فارس با انتشار خبري با عنوان "sms هاي غير اخلاقي موبايل‌ها فيلتر مي‌شود" مدعي شد، در اين خبر آمده بود "با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، sms هاي غير اخلاقي تلفن همراه فيلتر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس طبق مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه به تاييد اعضاي آن از جمله وزير ارتباطات ، وزير ارشاد و رئيس سازمان صدا و سيما رسيده است مسوولان اجرايي اين مصوبه كه قطعا وزارت ارتباطات خواهد بود با خريد تجهيزات لازم و براي جلوگيري از سوء استفاده احتمالي و اعمال غير اخلاقي از سرويس sms و نيز جلوگيري از بروز مسايل اجتماعي اين طرح را اجرا خواهند كرد.اين جلسه پس از تعطيلات نوروز برگزار شده است

MJ

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:53  توسط   | 

1 ) مرتفع ترين

مرتفع ترين پايتخت جهان شهر لاپاز، در بوليوي است. اين شهر 12 هزار پا از سطح دريا ارتفاع دارد.

2 ) بلندترين صداي جهان

بلندترين صداي جهان صداي گردش زمين به دور خودش مي باشد و آنقدر شديد است که اگر ما بشنويم فورآ خواهيم مرد

3) زيبا ترين و بلند ترين ساختمانها

ساختمان هاي شهر نيويورک در کشور آمريکا، بزرگ ترين و بهترين ساختمان هاي جهان معرفي شدند.

4 ) بلندترين کوه هاي جهان

عموما فکر مي شود که بلندترين کوه هاي جهان در تبت قرار دارد .ولي اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب برسي شود , آنان از کوه هايي صحبت کرده اند که بسيار بلندتر از اورست است .

5 ) بلندترين بادگير

بلندترين بادگير در ايران در شهرستان ابرکوه در استان يزد قرار دارد.اين باد گير زيبا به صورت يک بادگير بزرگ در پايين ويک بادگيرکوچکتر برروي آن مي باشد.اين بادگير در خانه آقازاده قرار داردو
مربوط به عصرقاجار مي باشد

6 ) بلندترين جراثقال سيار

جراثقال 810 تني مارک " روزن کرانزک 10001 " بلندترين جراثقال سيار در جهان است. قدرت بالابري ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوي متحرک آن 202 متر است.

7 ) بلندترين طناب

براي مسابقات طناب کشي که در جشنواره سالانه ناهاسيتي ( در اوکيناواي ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابي به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الياف گياه برنج تهيه گرديد. وزن اين طناب عظيم الجثه 26/73 تن بود.

8 ) بلندترين مجتمع آپارتماني

ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شيکاگو، با 343/5 متر ارتفاع ، بلندترين مجتمع آپارتماني در جهان به شمار مي رود.

9 ) بلندترين ساختمان بانک

ساختمان 72 طبقه فرست بنک تاور (First Bank Tower) بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع ، بلندترين ساختمان بانک در جهان است.

10 ) بلندترين شمع

بلندترين شمع جهان در نمايشگاه استکهلم در سال 1897 به نمايش گذاشته شد که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود

MJ
 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 0:2  توسط   | 

 

 

 بر اساس ارزیابی های مجله اقتصادی "فوربز" چاپ آمریکا، شاهزاده "ولید بن طلال آل سعود" با ۲۴ میلیارد دلار دارایی ثروتمند ترین فرد مسلمان در سراسر جهان است.

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از "بی بی سی" ، برآورد می شود که در سراسر جهان فقط سه نفر دیگر ثروتمند تر از او هستند.
 

ولید در زمینه های مختلف سرمایه گذاری کرده و پیش بینی می شود که در سال ۲۰۰۶ میلیاردها دلار دیگر بر ثروتش افزوده شود.

ولید بن طلال که عضوی از خاندان حاکم آل سعود است، مالک و یا سهامدار حدود ۴۰ شرکت مشهور در دنیای اقتصاد است.

او بیشتر در زمینه خریداری هتلهای گرانقیمت و ارائه خدمات جهانگردی سرمایه گذاری کرده است ولی با این حال از سهامداران شرکت کامپیوتری اپل، پارکهای تفریحی یورو دیزنی و نیز چندین شرکت بزرگ ارائه خدمات بانکی و بیمه است.

آیا موقعیت اقتصادی طلال مدیون موقعیت خانوادگی اوست و دلارهای نفتی دولت سعودی پشتوانه او برای به چنگ آوردن این ثروت هنگفت بوده است؟ خود او این ادعاها را نمی پذیرد.

او می گوید: نه، اصلا، این درست نیست! ببینید همه چیز درباره من ثبت شده است. ۲۵ سال پیش وقتی که من کارم را شروع کردم، پدرم به من ۳۰ هزار دلار داد. ما در حالت ورشکستگی به سر می بردیم. من یک میلیون ریال از "سیتی بانک" که در همان وقت در عربستان فعال بود، وام گرفتم.

وی می افزاید: دوباره ما ورشکست شدیم، بعد من دوباره از همان بانک ۲ میلیون دلار دیگر وام گرفتم و مجبور شدم که خانه شخصی ام را در ازای این پول گرو بگذارم. همه پول های من مدیون کار و تلاش شخصی خودم و البته مدیون کشورم است. من این نوع ادعاها را رد می کنم.

چندین هتل مجلل این میلیاردر عرب در سواحل جزایر مصنوعی نخلی شکل دوبی با سرمایه ای نزدیک به دو میلیارد دلار در حال ساخته شدن است. همچنین او از طرحش برای خریداری ده ها هتل دیگر در خاورمیانه، آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی سخن می گوید.

ولی خود او تعطیلات هفتگی اش را در یکی از بیابان های اطراف ریاض و در زیر خیمه ای بزرگ در حالیکه بر روی تشکی عربی نشسته است، می گذراند.

ولید بن طلال هر چند لحظه یک بار از خبرهای اقتصادی آگاه می شود و می گوید که گاهی اوقات ناچار می شود تا روزی ۱۵ یا ۱۶ ساعت هم کار کند.

صدها میلیون دلار از دارایی های او در آمریکا سرمایه گذاری شده، در حالی که گفته می شود بخشی از این سرمایه گذاری ها سود آوری چندانی نداشته است.

از دیدگاه برخی رسانه ها که وضعیت دارایی های این میلیاردر را دنبال می کنند، او نمی خواهد از سرمایه گذاری اش در آمریکا بکاهد، به این دلیل که می خواهد سطح مراوداتش را با دولت مردان این کشور حفظ کند.
ولی شاهزاده سعودی می گوید که به سرمایه گذاری در بعضی نقاط دنیا خو گرفته و این شیوه منحصر به فرد اوست.

شاهزاده ولید بن طلال به حمایت از حقوق زنان شهرت دارد و برای اولین بار در عربستان سعودی برای هواپیمای شخصی اش یک خلبان زن استخدام کرد.

او در دفتر کارش نماز جماعت برپا می کند ولی در همین حال اولین کسی است که در عربستان سعودی به فیلم سازی با شرکت یک هنرپیشه زن اهل عربستان روی آورده است. مراحل تولید و فیلمبرداری این فیلم در دوبی در حال انجام است.

بن طلال می گوید: شما می توانید از نظر اجتماعی لیبرال باشید و از طرفی دیگر مانند یک مسلمان محافظه کار عمل کنید. اکثر مردم در اینجا نماز می خوانند ولی در همین حال همین اکثریت، فیلم های سینمایی تماشا می کنند، به موسیقی گوش می دهند و مانند هر کسی دیگر در قرن بیست و یکم زندگی می کنند.

او می گوید به عنوان یک میلیارد احساس نمی کند که فرق زیادی با دیگران دارد، چه اینکه او هم مانند هرکسی دیگر در اندیشه موفقیت است و برای آن برنامه ریزی و تلاش می کند.

او می گوید که مانند دیگران با خانواده اش غذا می خورد، از ناکامی هایش احساس دلتنگی می کند و از موفقیت هایش خرسند می شود.

ثروتمند ترین مسلمان جهان می گوید: فکرمی کنم که من می توانم با دو گزینه رو به رو باشم؛ به پشت سرم به ۶ – ۷ میلیارد انسانی که ثروتشان کمتر از من است، نگاه کنم یا به ۳ نفری که از من ثروتمند تر هستند فکر کنم. چیزی که من انتخاب می کنم، این است که به پشت سرم نگاه کنم و خدا را شکر نمایم.

وی در پایان می گوید: آرزو دارم خدا به سه نفر یا حتی چهار یا پنج نفری که جلو تر از من هستند هم بیشتر بدهد. در حالی که برخی از فقر می میرند و یا بعضی ها فقط ماهی یک دلار درآمد دارند، مهم نیست که من نفر چندم باشم
.

MJ

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 19:36  توسط   | 

age ahle donbal kardane akhbar rooze cinema va bekhosoos
 
hollywood bashin hatman chizhaee dar morede filme 300
 
shenidin! filimi ke chand rooz pish yeki az doostan oon ro
 
moarefi karde bood! va hodoodan 3.4 roozi hast ke az ekrane
 
oon migzare!
 
 
 
filmi ke tavasote companye baradarane Warner sakhte shode
 
 
 
 
mozooe film hamoontor ke eshare shode bood
 
dar rabete ba hamleye iranian dar zamane padeshahie
 
(( khashayarsha) ) be shahre sparte younan hastesh
 
albate khob bayad inja eshare beshe ke ghasde iranian
 
az in jang ,ghatl va khoonrizi naboode balke dastyabi be
 
yek tange va ya behtar begam canale daryaee boode
 
va jaleb ine ke tooye in hamle va dar sepahe iranian
 
ta oonjaee ke man shenidam
 
chizi bishtar az 20 ghome mokhtaleftalef be joz iraniha
 
vojood dashtan va jalebtar inke tooye in chandin ghome
 
mokhtalef afradi az khode younan ham boodan
 
 
dar in film ke vaghean baraye sazandegane oon jaye
 
taasof dare iraniharo admahee khoonkhar,vahshi va
 
heivanati ke chizi joz koshtan nemidoonan neshoon dadan
 
va younaniharo admahee fadakr...!
 
albate man kari be fadakar boodane younaniha nadaram
 
ama vaghean bayad ensaf ro raayat kard!!!!
 
 
film az nazare jelvehaye vizhe jozve filmhaee hast
 
ke harfe avalo mizane !  ye nokteye kheily kheily
 
jaleb va taasof bar angiz ine ke tooye in film neshoon
 
dade shode az estefadeye sarbazhaye irani az heyvanati
 
messele kargadan
 
vaghean khande dare!!!!! inam az oon harfas!
 
ke sepahe irani az iran kargadan bebare be younan!
 
 
rasti ye chize kheily kheily jalebtar! be axe paeen khoob
 
deghat konin!
 
 
 
hads mizanin in kie????
 
bale! ishoon padeshah iran ((khashayarsha) ) hastan
 
dar in film padeshahe iran mojoodi zeshto karih shabih be
 
heyvanat hast! mojoodi birahmo khoon khar ke berahne!!!!!
 
hast va be ghesmathaee az andamesh javaher avizoon karde
 
in javaherat enghadr sangin hastan ke hatta nemitoone
 
dorost rah bere
 
khodayee man!!!!!!!!! !!!!!!!!!
 
man nemidoonam oon adami ke in filmo sakhte midooneste
 
ke lebase pdeshahan dar irane ghadim chetor boode???
 
va ya raftarehoon ke hatta ba kargaran ham
 
messle ensanhaye mamooli raftar mikardan va be oonha
 
hoghooghi barbar ba zahmateshoon midadan?
 
khode younani ha ham be film eteraz kardan va
 
moteghad boodan ke janbeye nezamie in film kheilly
 
ziade va shahre sparte younan mahde tafakor boode na
 
jang!
 
 
omidvaram filmo bebinin! va omidvaram ke motevajehe
 
in bi ensafi beshin
MJ
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 18:2  توسط   | 

 

يک رشته از جشن هاي آريا يي از اقوام هندي , ايراني و اروپايي جشن هاي آتش است . منظور از جشن آتش جشن هايي است که با افروختن آتش جهت سور و سرور شادماني اغاز و اعلام مي شده است که از ميان آنها ميتوان به جشن سده  در پايان زمستان بزرگ (10 بهمن ) جشن سوري در روزهاي آخرين سال و جشن آذرگان در نهم آذر اشاره کرد .

واژه سوري فارسي, در پهلوي به گونه سوريک صفت است و چون سور به معني سرخ و  ايک پسوند صفت مي باشد . و با هم معني سرخ و سرخ رنگ مي دهند چنانکه گل سوري به معني گل سرخ است و اين جشن را جشن سوري گفته اند از آن جهت که عنصر اصلي آن افروختن آتش سرخ بوده است .

هنگام دقيق جشن سوري در پايان سال چه وقت بوده است ؟ آنکه مسلم است شب چهار شنبه نبوده .چون در تقويم و روز شماري ايرانيان , شنبه و چهارشنبه و جمعه وجود نداشته در روز شمار زرتشتي  هر سال به 12 ماه تقسيم مي شده و هر ماه درست  بي کم و کاست 30 روز داشته که هر روز با ذکر نام خود شناخته مي شده . آنگاه جهت حساب کبيسه , پنج روز به انتهاي سال مي افزودند و هر روز به نام يکي از گاثاها (سروده هاي حضرت زرتشت ) شناخته مي شد . و اين پنج روز را پنجه ,خمسه , پنجه دزديده و ... مي گفتند .

پس در يکي از چند شب آخرسال , ايرانيان جشن سوري را که عادت و سنتي قديم بود با آتش افروزي همگاني برپا مي کردنند .اما چون اساس تقسيم در روز شماري بر آن پايه نبود که ماه را به چهار هفته با نام هاي کنوني روزها بخش کنند پس لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقيقاً چنين جشني برپا نمي شده . روز شمار کنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد و بي گمان سالي که اين جشن به شکلي گسترده برپا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده , و چون در روز شمار تازيان چهارشنبه نحس و نا مبارک و بديمن محسوب بوده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال رابا جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي کوشيدند نحوست چنين شب و روزي را منتفي کنند منوچهر دامغاني ميگويد :

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور        بساتکين مي خور تا به عافيت بگذرد

 

البته اين که چرا شب چهار شنبه براي چنين جشني که برگرفته از سنت ها و آداب و رسوم ايران کهن است انتخاب شده است دلايلي دارد . يکي از دليل وابسته به يک شخصيت تاريخي شيعي است که آن هم جنبه ايراني دارد , چون مختار سردار معروف عرب , کسي است که به خون خواهي امام حسين (ع) و يارانش که در کربلا با مظلوميت و شقاوت شهيد شدند قيام کرد و انتقام خون آنان را بازستاند . به موجب اين خبر مختار پس از حادثه کربلا هنگامي که از زندان آزاد شد و به خونخواهي شهداي کربلا قيام کرد و براي انکه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد دستور داد که شيعيان به بالاي بام خانه هاي خود آتش بيفروزند تا موافق و مخالف از هم تميز داده شوند و اين شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن به بعد مرسوم شد که ايرانيان مراسم آتش افروزي را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا کنند .

از سوي ديگر اين پرسش پيش مي آيد که جشن سوري ايرانيان چگونه مي توانست زداينده و برطرف کننده بد بختي و نحوست شود . آتش در نظر ايرانيان مظهر روشني ,پاکي , طراوت ,سازندگي , زندگي , سلامت و تندرستي و در نهايت مظهر خداوند است . بيماريها زشتي ها , بديها و همه آفات و بلايا در عرصه تاريکي و ظلمت جاي دارند . به همين جهت است که اهريمن مظهر تاريکي و ظلمت است . به اعتقادايرانيان هرگاه آتش افروخته مي شود بيماري , فقر , بدبختي , ناکامي و همه بدي ها و زشتي ها محو و ناپديد مي شوند چون از آثار وجودي ظلمت و اهريمن هستند پس افروختن آتش به طور کنايه راه يافتن روشني معرفت در دل و روح است که آثار اهريمني و نحوست و نامبارکي را از ميان بر ميدارد . به همين جهت جشن سوري را در آخر سال برگزار کردند تا سال نو را خوش و خرم شاد کام باشند .

اما چنان چه گذشت در سال350 هجري هنوز شکل و هنگام اصلي جشن حفظ شده و موسوم به جشن سوري بوده . اما به طور تحقيق ميتوان گفت تاريخ برگزاري  جشن سوري در ايران باستان از سه مرحله بيرون نيست : اول در شب بيست و ششم از ماه اسفند , يعني در نخستين شب از پنجه کوچک يا نخستين شب از ده شب و روز فرودگان . دوم اولين شب پنجه بزرگ يا پنجه وه  که پنج روز کبيسه است و نخستين شب و روز جشن همسپتمدم  و آخرين گاهنبار محسوب مي شود دانست . سوم در آخرين شب سال قرار داد که جشن اصلي همسپتمدم که آخرين گاهنبار و جشن آفرينش انسان است .

از علت هاي آتش افروزي مي توان به چند نکته اشاره کرد : نخست آنکه علت جشن و آتش افروزي براي جشن فرودگان است .فروهر ها  به مدت ده شبانه روز از جايگاه اصلي شان در آسمان به شهر و ديار و خانِمان  خود فرود آمده و ميان بازماندگان زندگي ميکنند . روز بيست و پنجم اسفند که در شب آن يعني شب بيست و ششم فروهر ها يا روان در گذشتگان فرود مي آيند و مردم تا پيش از اين موعد با دقت به رفت و روب و تميز کردن خانه و زندگي مي پردازند . گرمابه رفته و شست و شو مي کنند . پوشاک نو و تميز به تن کرده و در اتاق ها به ويژه اتاق در گذشتگان خانه نقل , نبات , شيريني , ميوه , گل ,سبزي و کتاب مقدس و شمع روشن کرده و در سفره چوب هاي خوشبو مي نهند .کدورت ها را برطرف کرده و به صلح و آشتي بدل ميکنند . به آن اميد که چون روانان فرود آمدند شاد باشند و راضي از بازماندگان و به دعا و برکت دادنشان بپردازند .

دوم يکي از واجبات و سنت هاي معمول , آتش افروختن بر سر بام ها و در کوي و برزن بوده است . جشن ده روزه فرودگان مطابق با هر جشن ديگر با افروختن آتش و نيايش هاي ويژه معمول بوده است . اما علت اصلي افروختن آتش که نشانه شادماني و ستايش اهورا مزدا و آغاز جشن بوده است و ديگر آنکه آتش راهنمايي باشد براي ارواح تا در روشنايي و فروغ آن به خانه هاي خود در آيند . البته در پشت بام در کنار آتش خوراک هاي ويژه اي نيز مي نهادند .

ايام جشن فرودگان پنج روز کبيسه سال بوده است . خود اين پنج روز ميان ايرانيان باستان آغاز جشني بسيار بزرک به شمار مي رفته که هر روز نامي داشته  برابر با پنج بخش از سورده هاي زرتشت يا گاثاها .

اين پنج روز از چند لحاظ بسيار مقدس و ايام شادماني به شمار رفته اند . اول آنکه کبيسه يا بهريزک و پنج روز افزون از سال محسوب مي شد يا روز هاي گاتا که مقدس بودند . دوم ايام فرودگان يا نزول فروهر ها به شمار ميرفته اند (جشن فرودينگان) . سوم پنج روز جشن گاهنبار همسپتمدم بودند که به موجب سنت , خلقت انسان در اين روزها به مرحله عمل رسيده بود .اما چون در دوران اسلامي ايران چنانکه گذشت هفته و هفت روز هفته و شنبه و... چهارشنبه وجود داشت جشن مذبور را به چهارشنبه آخر سال در آوردند که در گاه شماري اعراب روزي نحس و بد شگون بود اين جشن را در اين شب برگزار کردند تا با شادماني و دعا به درگاه خداوند از شومي و نحسي اين روز بکاهند.

از ديگر روسومات جشن سوري ميتوان به اهداي نذور و فديه به ارواح و فروهر ها ياد کرد که بيشتر به صورت لرک (آجيل مشکل گشا يا آجيل هفت مغز ) و مراسم فال کوزه , کجاوه بازي , بخت گشائي دختران, آش نذري , کوزه شکني و … بوده نام برد که هرکدام در جاي خود بحث و فلسفه مفصلي دارد و ديگر آنکه مراسم جشن سوري در شهر هاي مختلف ايران زمين به گونه هاي متفاوت برگزار مي شده و مي شود ولي آتش در تمامي اين جشن ها رکن اصلي مراسم مي باشد.

در ذيل گوشه اي از مراسمات چند شهر ذكر ميگردد  . پيروز باشيد و پاينده

 

رسوم مردم عامه در نواحي مختلف ايران

 

خراسان :

 

روايت مشهوري كه در باب چهرشنبه سوري وجود دارد و اكثر خراسانيها به آن معتقدند اين است كه مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و بخونخواهي شهداي كربلا قيام كرد براي اينكه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد دستور داد كه شيعيان بر بالاي بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از اين به بعد بين ايرانيان مراسم آتش افروزي را در شب چهارشنبه ي آخر سال اجرا مي كنند .

خراسانيها در شب چهارشنبه سوري نزديك غروب آفتاب هفت يا سه بوته آتش در وسط كوچه و يا در صحن حياط گذاشته و براي دفع پليديها از روي آن مي پرند و مي خوانند :

زردي ما از تو سرخي تو از ما

 

زنهايي كه بچه كوچك وشيرخوار دارند آنها را بغل كرده و از روي آتش رد ميكنند.

پس از آن مي گذارند آتش تا آخر بسوزد زيرا خاموش كردن آتش و فوت كردن به آنرا بد مي دانند .بعد از خاكستر شدن يكي از اعضا خانواده خاكسترش را مي برد سر چهار راه مي ريزد تا باد ببرد .

پس از مراسم آتش افروزي براي دفع قضا و بلا مقداري زغال ( كه علامت سياه بختي است ) و اندكي نمك (شور چشمي) و يك سكه ( كوچكترين سكه رايج كشور-نشانه تنگدستي) را در كوزه ي سفاليني انداخته و هر يك از افراد خانواده يكبار دور سر مي گرداند و نفر آخر آنرا بالاي بام برده و آنرا به ميان كوچه پرتاب مي كند.

خراسانيها در شب چهارشنبه آخر سال كوزه هاي كهنه كه در خانه دارند را مي شكنند و كوزه ي نو مي خرند و براي تكميل عيش خود در صورت داشتن استطاعت چهار رنگ پلو درست مي كنند .((رشته پلو – ماش پلو – زرشك پلو – عدس پلو ))

 

مردم سروستان :

 

در در غروب آخرين چهارشنبه سال مراسمي بسيار ساده بر پا مي شود به اين ترتيب كه توي كوچه ها و ميدانها خرمن و خار و گون آماده را با كبريت مي افروزند وهمه با سرور و شادي از كوچك و بزرگ از روي آن مي پرند و با هر پرشي اين شعر را مي خوانند:

هاجنگ شير ، هاجنگ شير ، بالا بي شين ، پاين بي شين ، خودشير اومد رسيد.

بعضي هم مي گويند:سرخي تو از من ، زردي من از تو .

 

بچه ها قطعه هاي درشت زغال را با نفت آغشته سپس آتش مي زنند و چون گوي بسوي هم مي رانند ، گلوله ي آتشين ، نفير كشان سينه ي هوا را مي شكافد و به طرف دشمن حركت مي كنند ، دشمن خودش را كنار مي كند . همينكه زغال به زمين افتاد يا خاموش مي شود يا از هم مي پاشد .

 

مردم سيرجان :

 

نزديك غروب شخصي از اعضا خانواده سبوئي ر آب كرده و درون آن مقداري دانه جو و برگ سبز و يك عدد سكه مي انداخت و در حاليكه آنرا زير بغل گرفته سه مرتبه دور حياط منزل مي گشت و مي گفت ((غم بر و شادي بيا حنت برو روزي بيا)) بعد آنرا خارج از خانه يا از بالاي پشت بام به پايين پرت مي كرده . سكه را عابرين غريبه از روي زمين بر مي داشتند و جنبه صدقه داشته است .

اگر سكه را زن بر مي داشت به فال نيك مي گرفتند و مي گفتند ((زمونه به كام ماست)) و اگر مرد بر مي داشت برعكس تعبير مي كردند.

بعد از شكست كوزه در بيرون منزل بين چهار كوچه آتشي مي افروختند و كنار آن ظرف آبي مي گذاشتند و از روي آب و آتش مي پريدند. بعد با همان آب آتش را خاموش مي كردند تا بدينگونه خشم و ناراحتي را نابود كنند . پختن آش رشته در چهارشنبه سوري رسم بود و آنرا بين 5 تا 7 خانواده پخش مي كردند .

در پایان از همه شما ایرانیان عشق وطن میخواهم که هر مطلبی که مانند این مقاله میتواند در  بالا بردن میزان اگاهی جوانانمان از فرهنگ اصیل ایران موثر باشد به دوستان و گروهها ارسال کنید. هر چند انتظار میرفت که رسانه های عمومی  در این زمینه فعالتر عمل میکردند.

MJ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 18:3  توسط   | 

سلام به تمامی ایرانیان دنیا...

دیگه شورش رو در آوردن .... اگه من و شما ایرانی هستیم نباید بگذاریم یه عده آدم حرومی و کثیف با فرهنگ مقدس ما ایرانیها بازی کنند ...

قضیه چیه؟!

 

کمپانی برادران وارنر اخیرا فیلمی بنام 300 رو آماده اکران در سینماهای هالیوود و سراسر دنیا کرده ... حالا موضوع این فیلم چیه!؟

 
 

300 نفر یونانی به جنگ با 1 میلیون سرباز و لشگر ایرانی میرند که خب جالبه طبق آمار تمامی ایرانیان رو در این فیلم موجودات وحشی و سیاه با خصلت حیوان! نشون دادندالبته من این مورد رو چند هفته پیش شنیده بودم اما از صحت این خبر دقیقا مطلع نبودم ولی الان دیگه کاملا مطمئنم...

 

حالا این فیلم قرار هست روز 9 مارس یعنی پس فردا اکرانش در آمریکا آغاز بشه ....

 

من به عنوان کوچیکترین ایرانی از تمام شما در هر جای دنیا میخوام که به شدیدترین لحن ممکن اعتراض خودتون رو به این کمپانی ، کارگردان و نویسنده این فیلم اعلام کنید ....

 

من که به نوبه خودم هر چی دری وری بود نثار این حیوانات کردم شما هم خواهشا کم نگذارین

 

این دو ایمیل کمپانی وارنر : 

 
این شماره تماس و آدرس این کمپانی :
Warner Warner Bros . Online Inc
4000 Warner Blvd
Bldg. 505
Burbank, CA 91505
 
Tel: 001 818 977 0018
Fax: 001 818 977 5523

 

این ایمیل نویسنده روانی فیلم 300 :

comments@howstuffwo rks.com

 

اینم از سایت رسمی این فیلم :

http://300themovie. warnerbros. com

 

 

از تمامی ایرانیان ، رسانه های خبری ، سایتها و وبلاگها میخوام که این خبر رو پوشش بدهن و اجازه بازی با فرهنگ ما ایرانیان رو به این حیوانات کثیف ندهند !

MJ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:40  توسط   | 

 

 

 

ورودي غار در حومه اورشليم

باستان شناسان اسرائيلي ادعا کرده اند که محل دفن مسيح و خانواده اش را در غاري نزديک در شهر بيت‌المقدس کشف کرده اند. مجله تايمز درشماره اين هفته خود اعلام كرد كه جميزماكرون كارگردان پرآوازه آمريكايي، کارگردان فيلم تايتانيک، فيلم مستند جنجالي را درباره کشف مقبره مسيح ناصري، پسرش و مريم مجدليه ساخته است و فردا دوشنبه، در نيويورک طي كنفرانس خبري فيلم مستند تاريخي خود را با مدارك و اسناد موثق، به جهان ارائه خواهد کرد.
به گزارش پايگاه خبري موعود، مجله تايمز درشماره اين هفته خود در گزارشي نوشت، جميزماكرون كارگردان پرآوازه آمريكايي، کارگردان فيلم تايتانيک، فيلم مستند جنجالي را درباره مسيح ناصري ساخته است.
اين فيلم كه جميز كامرون تهيه كننده آن و ژاكوبسكي كارگرداني آنرا برعهده دارد، ادّعا كرده كه عيسي مسيح برخلاف ادعّاي مسيحيّان بعداز مصلوب شدن به آسمان عروج نكرده است و غاري كه قبر مسيح درآن قراردارد، درنزديكي اورشليم كشف شده است!
اين ادعا، که يادآور فيلم جنجالي «داوينچي کد» است، پرده از يک توطعه گسترده، براي سست کردن بنيان اعتقادي مسحيت و اثبات ادعاهاي يهوديان مبني بر پيامبر نبودن عيسي مسيح (ع) برداشته است.
كامرون ادعا كرده است كه عيساي درودگر، صاحب پسري از مريم مجدليله است!
اسرائيليها ادعا مي كنند كه كارگران ساختماني اسرائيلي بيست و پنج سال پيش هنگام حفاري براي ساخت يك ساختمان جديد در پارك صنعتي تالپيوت درحومه بيت المقدس اين غار كشف كرده اند.
به گزارش موعود، مجله تايم نوشت، اكنون غبارها كناررفته، غار دوهزارساله ، حاوي 10 تابوت سنگي كشف شده است. بیست و پنج سال پیش، باستان شناسان اين ده سنگ قبر را به آزمايشگاه انتقال داده اند و 20 سال است كه برروي خط نوشته هاي روي آن كار می كنند واكنون توانسته اند نامهای روي سنگ قبرها را بخوانند: عیسی، پسر ژوزف، مریم، مریم، یوفا و یهودا، پسر عیسی.
در اورشليم قديم، براي قرنها مسيحيان، مقبره خالي مسيح را دركليسايي واقع دريك گورستان مقدس عبادت مي كردند. اما اكنون جيمزكامرون و ژاكوبسكي با ارائه شواهدي نظير آزمايشات DNA، شواهد باستانشناسي و اشاراتی از كتاب مقدس، ادعا مي كنند كه آن ده سنگ قبر متعلق به مسيح و خانواده اوست!
مجله تايمز همچنين گزارش داد كه جميزكامرون روزدوشنبه دريك كنفرانس مطبوعاتي درنيويورك، افشاء خواهد كرد كه سه تابوت از اين 10 تابوت متعلق به عيسي ناصري ،مادرش مريم مقدس، ومريم مجدليه همسرش است!
به گزارش تايمز اين فيلم مستند قراراست به زودي درشبكه ديسكاوري كانال چهار انگليس ، تلويزيو ن كانادا وكانال 18 اسرائيل به نمايش گذاشته شود.
مجله تايمز پيش بيني مي كند كه اين نمايش اين مستند 90 دقيقه اي مورد اعتراض شديد مسيحيان قرارگيرد

MJ

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 18:35  توسط   | 

 

 

يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود  ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين  در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود  ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند .

 

 

يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.

 

 

مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .

 

زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند .

 

 

با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است .

 

 

برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند .

 

 

در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .

 

 

اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه  يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه  فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .

 MJ
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 18:17  توسط   | 

لطفا پس از شنیدن صدای بوق ..و پیام های زیر ..پیغام بگذارید

پیغام گیر حافظ:


رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر سعدی:


از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم


پیغام گیر فردوسی:


نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام:


این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!


پیغام گیر منوچهری:


از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!


پیغام گیر مولانا:


بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم  شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!


پیغام گیر بابا طاهر:


تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!


وپیغام گیر نیما :


چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت  چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش  

پیغام گیر شاملو :


بر آبگینه ای از  جیوه  ء سکوت
سنگواره ای از  دستان  آدمی
تا آتشی و  چرخی که آفرید
تا  کلید واژه ای  از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است

پیغام گیر سایه :


ای صدا و سخن توست  سرآغاز جهان
                                دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
                           به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز  کتمان


پیغام گیر فروغ :


نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
.......

MJ

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 17:54  توسط   | 

 

drink

نوشابه ها بر اساس برخی مشخصه ها به چند نوع تقسیم می شوند. مثلا الکلی و غیر الکلی. رژیمی، لایت و یا همان بدون قند و قند دار. 500 سی سی و یک و نیم لیتری و بیشتر
این تقسیم بندی ها بر اساس ضرورتهای مختلفی رخ می دهد. اما درعکس بالا همانطور که مشاهده می کنید نوشابه را بر حسب متاهل و مجرد بودن مشتری تقسیم بندی نموده اند. که در نوع خود می تواند جالب و البته کمی مضحک باشد
MJ
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 18:39  توسط   | 

 نام سایت یا وبلاگ مثل یک قطعه زمین خالی است. اما کل یک وبلاگ یا سایت  مثل مجموع زمین و ساختمانش است. حالا یکسری وبلاگها یا سایتها هستند که محبوبیتشان صرفا بخاطر کاراکتر و شخصیت منحصربفرد و استثنایی نویسنده آن سایت یا وبلاگ است، و نه تاپیک ها و محتوایش. خرید یا فروش ایننوع وبلاگها/سایتها بسیار مشکل و پیچیده است چراکه اگر پس از فروشش، نویسنده اولیه اش دیگر در ان وبلاگ/سایت همکاری نداشته باشد خوانندگانش را - یعنی مشتریانش را- از دست میدهد و آن سود مالی مورد نظر خریدار را نخواهد داشت.

 

در امریکا خریداران سایتها یا وبلاگها عوامل و فاکتورهای زیاد و متفاوتی را در نظر میگیرند. درین نوشتار  42 نکته مهم توضیح داده میشوند. وبلاگها/سایتهای قدیمی تر - یعنیestablished ها- قیمت بیشتری دارند و در رتبه بندی گوگل - یعنی گوگل رنک- با ارزشترند و قیمت شان معمولا 10-12 برابر درامد ماهانه شان است.. مثلا اگر درامد ماهانه وبلاگ شما (از آگهی هایش) بفرض  100$ است قیمتش بین 1000$ تا 1200$ است. ولی یک وبلاگ یا سایت تازه و جدید که فقط چند ماه از عمرش میگذرد و درامدی کمتر دارد قیمتش بین  3-5  برابر درامد ماهانه اش است. وبلاگهای پرخواننده و فعال حتی تا 15 برابر درامد ماهانه شان هم به فروش رفته اند. البته درآمد ماهانه همیشه ملاک نیست: بعضی از خریداران صرفا بخاطر دیزاین و یا زیبایی طراحی قالب وبلاگها هم حاضرند پول خوبی به شما بپردازند و محتوای وبلاگ برایشان مهم نیست . (ضمنا منظور از  BEST OFFER یعنی مزایده و بهترین پیشنهاد)...  حال به این نکات مهم می پردازیم:

 

 

Domain Name:  نام جالب یا منحصر بفرد بویژه اگر با محتوای وبلاگ هم هماهنگ باشد

Google Page Rank  : رتبه جهانی وبلاگ شما از یک تا 10 . ( پیج رنک های از هفت به بالا بسیار کمیاب اند و سخت بدست می آیند و برای خریداران بسیار مهمند)

SEOMoz.org  Page strength : قدرت یا ضعف وبلاگ /سایت شما در موتورهای جستجوگر : تا چه اندازه مثلا در گوگل یا یاهو و غیره نام و ادرس شما نمایش و دیده میشود؟

Technorati Ranking : تعداد دفعاتی که یک منبع ، وبلاگ یا سایت شما را معرفی و لینک می

دهد به دیگران.

Alexa Ranking : آنالیز ترافیک وبلاگ یا سایت

Yahoo / Google Top Keyword Search Results: کدام کلید واژه ها در گوگل و یاهو بیشتر به وبلاگ یا سایت شما سرازیر و معرفی میشوند؟

Branding: ارزش و شهرت و محبوبیت نام وبلاگ/سایت شما.

Transferable Revenue from Ads: میزان درامد ماهانه وبلاگ/سایت شما همراه با جزییات قراردادهای مالی آن با صاحبان آگهی ها

Web Traffic Statistics: آمار میانگین روزانه/هفتگی/ماهانه و غیره بازدیدکنندگانتان.

  Recent Traffic Spikes:  دلایل و آماری از ترافیک های شلوغ و غیر منتظره بازدیدکنندگان از وبلاگ یا سایت شما بخاطر مثلا معرفی یا لینک به شما از سوی سایتهای معروفی چون Digg, Slashdot, Wired, Engadget, و غیره.

  Consistent Return Traffic Levels: چه تعداد از بازدیدکنندگان تان مشتری و خواننده دایمی هستند؟

  Feed and Feed Subscriber Statistics: میانگین آماری و چگونگی تعداد و کیفیت مشترکان دایمی وبلاگ /سایت شما از طریق فید (دریافت مثلا ایمیلی و غیره مطالب تان) و اینکه آیا فیدهای مطالب وبلاگ شما طبقه بندی شده هست یا نه؟

   Unique Visitors Statistics ( آمار ویزیتورهای جدید)

  Market Specific Content Description: اینکه آیا محتوای وبلاگ/سایت شما برای تخصص یا صنعت یا مخاطبان مشخص و ویژه ای نوشته میشوند یا نه؟

  Number of Posts/Articles : تعداد مطالب مندرج در وبلاگ/سایت

  Number of Comments : تعداد نظرات بازدیدکنندگانش

  Demographics: چه نوع آدمهایی با چه میانگین سنی به وبلاگ/سایت شما مراجعه می کنند و ایا دایمی هستند و چرا (یعنی بدنبال چی هستند؟)

  Google Inbound Links: آماری از لینکهایی که از سایر سایتها به وبلاگ شما داده میشود.

  Incoming Link Sources: اینکه بیشتر لینکها به شما از کجاها و کدام سایتها می آید?

  Inclusion in Blogging Networks and Social Bookmarking Networks: : ایا سایت/وبلاگ تان عضو شبکه های وبلاگی دیگری هم هست و آیا این عضویت هم قابل خرید برای خریدار هست یا نه?

  Email Lists/Subscribers: ایا وبلاگ/سایت شما دارای اعضا و مشترکین ایمیلی هم هست یا نه؟ و ایا قابل خریدند یا نه?

  Newsletters:  آیا وبلاگ/سایت شما خبرنامه هم دارد؟. و آیا مشترکین آن خبرنامه هم قابل فروشند؟. هر چند وقت یکبار این خبرنامه منتشر میشه و محتوایش چیست؟

  Forum Included: آیا اتاق گفتگو و چت روم هم در وبلاگ/سایتتان دارید؟. و آماری از آنها.

  Press Coverage: آیا شده که سایر رسانه ها و خبرگزاریها از محتوای وبلاگ/سایت تان استفاده و به شما لینک داده باشند؟.

  Events Associated With the Blog: آیا وبلاگ/سایت شما هر از چند گاهی مراسم و میتینگی هم برگزار می کند؟

  Sponsorships:  آیا وبلاگ/سایت تان مراسمی یا برنامه ای را تابحال اسپانسر کرده؟ و یا از طرف دیگران اسپانسر شده؟

  Inventory of Assets: آیا دارایی های این وبلاگ/سایت ( یعنی مثلا کدهای ویژه، کپی رایت دیزاین قالب و غیره اش و یا هر سورس کد و چت روم و فتوبلاگ و تصاویر و نقاشی و شعرهایش مثلا ) قابل فروش و واگذاری هستند یا نه؟

  Inventory of Intellectual Property: آیا لایسنس ها کپی رایت ها و خلاصه زحمات مادی-معنوی که برای این سایت/وبلاگ کشیده اید هم قابل فروشند؟ و شرایطشان چیست؟

  Host Server Agreement Transferable:  آیا قراردادهایتان با شرکتی که هوست (میزبان) سایتتان است هم قابل واگذاری به فروشنده هست؟.

  Syndication Rights and Agreements: آیا مطالب و طرحهای وبلاگ/سایت شما در سایر رسانه ها و سایتها هم بازتکثیر میشوند و آیا این حق هم قابل فروش است و چگونه؟.

  Your Participation After Sale: وضعیت ماندگاری یا ترک شما از وبلاگ بعد از فروش: اگر می مانید و همکاری می کنید شرایطتان چیست؟

  On-site Content Used and Referenced by Off-Sites: آیا مثلا عکسها و طرحها و محتوای سایت یا وبلاگتان را بر روی وب سایتهای جداگانه ای قرار داده اید؟ اگر بله، وضعیت و قراردادهای آنها بعد از فروش وبلاگتان به چه صورت خواهد بود؟

  Unique Content:  آیا محتوای وبلاگ/سایتتان ساخته و پرداخته و محصول و تولید خودتانند یا اینکه فقط یکسری لینکهایی از سایر جاها و کپی - پیست هستند؟

  Current State of the Blog: آیا مطالب تان به روز و تازه اند یا اینکه قدیمی و فقط هر از چندگاهی به روز میشوند؟

  Posting Frequency: آیا روزهای بخصوصی مطالب جدید اضافه می کنید یا مثلا ایا ویزیتورهایتان میدانند که شما چه روزهایی به روز می کنید؟..

  Content Freshness: ایا مطالب شما جذاب و تازه اند و تا مدتها قابل خواندن اند یا اینکه قدیمی و از دور خارج شده؟

  Competition: رقبای وبلاگ/سایت شما چه تیپ سایتها و ادمهایی اند و نحوه رقابت شما با انها و بلعکس چگونه است؟

  Blog Authors: این وبلاگ/سایت شما چندتا نویسنده و مسئول داره و ایا اونها هم بعد از فروش به همکاریشان با سایت ادامه میدهند یا اینکه هرکدامشان برای کارهایشان یک قرارداد و کپی رایت جداگانه میخواهند؟

  Non-competition Agreement: آیا فروشنده وبلاگ/سایت حاضر است کتبا امضا کرده و قول بدهد که بعد از فروش، هیچگونه سایت یا وبلاگ مشابهی را تا مثلا چند سال آینده در جایی دیگر نسازد و با خریدار جدید رقابت نکند ؟ یا نه؟

  Use of Inventory After Sale: آیا خریدار میتواند و یا اجازه دارد که از سورس کدها، طرحها، شعرها، قالبها، برنامه ها و خلاصه تمام دارایی این سایت/وبلاگ مجانا استفاده کند یا اینکه باید حق اشتراک و غیره جداگانه ای به شما (فروشنده) بپردازد؟

  Blocks or Blacklists:  این یعنی نوعی گواهی عدم سو پیشینه برای وبلاگ /سایت، یعنی مثلا آیا این وبلاگ قبلا از طرف رسانه یا سایتی بعنوان مزاحم و spam در لیست سیاه و ممنوعیت قرار گرفته یا نه؟ اگر بله، چگونه و تحت چه شرایطی از آن لیست سیاه خارج شده؟

MJ

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:5  توسط   | 

یکی جلوی اینها را بگیرد. فقط کافی است یک نفر از آن یک میلیارد مسلمان اهل سنت وارد این وب سایت بشود و این نوشته ها را بخواند و روز بعد بخاطر دفاع از اعتقاداتش خودش و صد نفر شیعه را منفجر کند. در سایت شیعه نیوز به نقل از کتابی به نام تاریخ بریتانیا، که من نمی دانم از کجا کشف شده است، متنی ترجمه شده است. در این متن آمده است که « در سال 685 میلادی این جا در بریتانیا آسمان خون بارید و هرجا شیر یا کره خوراکی بود، تبدیل به خون شد یا رنگ آن سرخ گردید.» در توضیح این متن نوشته شده است: « اگر زمان یاد شده( یعنی سال 685 میلادی) را به سال هجری تبدیل کنیم، این زمان با سال 61 هجری قمری مطابق خواهد بود، یعنی همان سالی که سید و سالار شهیدان و آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به همراه اصحاب و خاندانش به شهادت رسیدند. الا لعنته الله علی امه قتلت ابن بنت نبیه.»
یک توضیح ساده: روز عاشورای سال 61 هجری قمری یعنی روز شهادت امام حسین دقیقا روز دهم اکتبر 680 میلادی است. و اینکه در سال 685 در بریتانیا به چه دلیل باران خون باریده، هیچ ربطی به تاریخ روز عاشورا ندارد. چون تاریخ این باران خونین پنج سال بعد از واقعه عاشوراست.
توضیح دوم: اینکه چرا یک سایت به این عظمت از یک آدمی که سواد معمولی داشته باشد و بداند که حضرت امام حسین در چه روزی به سال میلادی شهید شده، استفاده نمی کند، برای من معلوم نیست، اما خیلی هم مطمئن نیستم که صاحبان این وب سایت جز برای کسب درآمد چنین دروغهایی بگویند.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 22:53  توسط سیمرغ  |