تبليغاتX
بچه های باحال ریاضی
سرگرمی
 
 
 
 
 
 
 
MJ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:20  توسط   | 

    www.Ahanghaa.com محسن یگانه با آلبومی به نام:  چشمهای خیس من 
 
بنیامین بهادری-هنوز نامی برای آلبوم خود انتخاب نکرده است www.Ahanghaa.com

موسیقی پاپ پس از پشت سر گذاشتن هیاهوهای بسیار و انتشار آلبوم های پرفروش ٬ اینروزها در سکوتی عجیب فرو رفته تا شاید بار دیگر یکی از خوانندگان مطرح ایران ٬ این سکوت را بشکند. آخرین خبرها حاکیست ٬ محسن یگانه همچنان در گرفتن مجوز برای آلبوم جدید خود٬ دچار مشکلات عدیده ای است٬ که این مشکلات با برگزاری کنسرت اروپایی وی بیش از پیش ٬ تشدید شده است. آلبوم جدید او "چشمهای خیس من" نام دارد و شامل ۸ تراک میباشد که در آن شهاب اکبری به عنوان تنظیم کننده ٬ یگانه را همراهی خوهد نمود . گفتنیست اینروزها محسن یگانه مشغول آماده سازی ۱۲ ملودی برای آلبوم جدید علی لهراسبی نیز میباشد که بهروز صفاریان آنها را تنظیم خواهد نمود. از سوی دیگر ٬ بنیامین بهادری که گفته میشد آلبوم جدید خود را پیش از عید نوروز وارد بازار خواهد کرد ٬ با رد کردن تمام شایعات اعلام کرده است که آلبوم جدیدش را پاییز امسال روانه بازار خواهد کرد و تازه ۲ ماه است که کار بر روی این آلبوم را شروع کرده است. گفتنیست در این آلبوم پیام شمس تنظیم کننده خواهد بود . با آرزوی موفقیت برای همه هنرمندان این مرز و بوم . . .  

MJ

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 21:47  توسط   | 

 

گزارش تصویری از دهمین جشن دنیای تصویر (1)  / عکس هایی از یلدا ذبیحی

MJ

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 17:52  توسط   | 

 
 
 
 
نام : هيلاري داف
نام كامل : هيلاري ارهاد داف
تاريخ تولد : 28 سپتامبر 1987
شغل - حرفه : بازيگر - خواننده
محل تولد : تگزاس
هيلاري متولد هوستون - تگزاس و دومين بچه باب داف مالك فروشگاه زنجيره اي هست و همسرش سوزان كالين كاب كه خانه دار است .
اسم مياني داف " ارهاد " كه اسمي آلماني-آمريكايي هست كه از مادربزرگ پدريش (Mary Erhad ) به ارث برده.داف همچنين از طرف
مادربزرگ مادري ( Amy Beulah Schlemer ) هم آلمان تبار هست . مادر هيلاري مشوق اصلي او بود تا به كلاسهاي بازيگري برود .
خواهر بزرگتر او هيلي داف به همراه هيلاري در تئاتر هاي محلي برنده شدند. هيلاري در 6 سالگي در بالت ( رقص ورزشي هنري ) ناتكركر
در سان آنتنيو شركت كرد . هر دو خواهر ( هيلاري - هيلي ) بيشتر و بيشتر علاقه مند به بازيگري حرفه اي شدند. و سر انجام آنها به همراه
مادرشون به كاليفرنيا نقل مكان كردند ولي پدرشون باب داف همانجا در هوستون ماند تا شغلش را حفظ كند .بعد از اون هيلاري و هيلي چندين
برنامه تلويزيوني رو گردوندند.
 
موزيك:
هيلاري اولين آهنگي رو كه ضبط كرد آهنگ I Can't Wait نام داشت كه در برنامه تلويزيوني Lizzie McGuire در آگوست 2002 پخش شد .
و آهنگ بعدي براي ديسني مانيا با نام The Tiki , Tiki , Tiki Room . اولين آلبوم هيلاري در سال 2002 كه مجموعه اي از آهنگهاي كريسمس
با عنوان Santa Claus Lane كه شامل همخواني Lil' Romeo و Christian Milian مي شد در اكتبر منتشر شد كه اين آلبوم در جايگاه پاييني در
بيلبورد 200 جدول آلبوم قرار گرفت . به دنبال اين آلبوم در همان سال The Santa Claus 2 رو هم بيرون داد. هيلاري همچنين آهنگهايي رو كه در
برنامه تلويزيوني Lizzie McGuire اجرا كرده بود رو در آپريل 2003 وارد بازار كرد . سال بعد از آن هيلاري اولين آلبوم non-holiday رو با نام
Metamorphosis  در آگوست 2003 عرضه كرد كه در چارتهاي آمريكا و كانادا شماره يك شد.
نويسندگان شعرهاش (Songwriting ) همون تيمي بودند كه براي فيلم The Matrix و خواننده هايي همچون Avril Lavigne در آلبوم Let Go
وهمچنين براي Liz Phair شعر نوشته بودند براي هيلاري نيز 3 تا از آهنگهاي آلبومش رو آماده كردند كه يكي از اين آهنگها  با نام So Yesterday
در جايگاه دوم Top 40 در استراليا قرار گرفت. Metamorphosis تبديل شد به هشتمين از بالاترين فروش هاي طولاني مدت . اين آلبوم در 4 ماه بعد
از انتشار در آمريكا 2.4 ميليون كپي شد.
اين آلبوم به هيلاري كمك كرد تا يك جايي در ليست 100 تاي اول سلبريتي داشته باشه . هيلاري در2003 Top 100 Celebrity List در جايگاه 96 قرار
گرفت.Metamorphosis همچنين كانديد براي بهترين آلبوم سال از Juno Awards of 2004 شد .
در 28 سپتامبر 2004 ( مطابق با روز 17 سالگيش ) دومين آلبوم هيلاري با نام خودش در جايگاه دوم در بيلبورد 200 در آمريكا و در جايگاه
اول در كانادا قرار گرفت .ليريكس آهنگ Haters اين آلبوم شايعه شد كه در مورد ليندسي لوهان بوده . اغلب از ليندسي لوهان در رساته ها
به عنوان رقيب هيلاري داف نامبرده ميشه .اين آلبوم با 1.5 ميليون كپي در آمريكا فروخته شد .
داف همچنين دعوتي كه از او شد كه براي جشن انتخابي رئيس جمهور جورج بوش 2005 بخونه رو قبول كرد .
در 16 آگوست 2005 هيلاري دومين آلبوم خودش رو با نام Most Wanted كه يك گردهم آوري از 2 تا از آهنگهاي جديدش كه با كمك دوست
پسرش Joel Madden توانست اين آهنگها رو به قول معروف راك تر و عصبي تر جلوه بده .آهنگ Wake Up اين آلبوم جايگاه 29 در Hot
100 به خود اختصاص داد و اين آلبوم در هفته اول منتشر شدن 200000 نسخه كپي شد . Most Wanted همچنين در كانادا شماره يك شد .
 
 
زندگی خصوصی :
داف همچنين با آرون كارتن در سال 2003 دوست بود . (هيلاري داف و ليندسي لوهان كه براي هم رقيب محسوب مي شوند) ديده شده بود كه
ليندسي لوهان در بعضي مواقع بيشتر ازهيلاري با آرون كاترن در ارتباط بوده و با هم بودند.
هيلاري داف از اينكه گفته شد شما بيشتر از مدل و استايل آوريل لاوين ( Avril Lavigne ) استفاده مي كنيد مخالفت كرد و اين گفته رو نقض كرد .
هيلاري داف تا به حال زياد در كارهاي خير شركت كرده كه از جمله اون ها ميشه به " حمايت از حيوانان" اشاره كرد . هيلاري يكي از عضوهاي
Kids With A Cause در سپتامبر 2005 است و گفته شده كه هيلاري 250000 دلار براي كمك به طوفان زدگان كاترينا بخشيده است .
رنگ موهاي هيلاري داف به طور طبيعي قهوه اي روشن هست اما بعد از سن 11 سالگي رنگ اون رو به بلوند بي حال تغيير داد.
هيلاري و خواهرش هيلي 6 سگ دارند به نام هاي لولا - ماسي - چيكووتا كه مال هيلاري و سه تاي ديگه مال خواهرشه.
هيلاري در 12 مارس 2004 يك خط توليدي لباس راه انداخت با عنوان " Stuff By Duff " كه در آمريكا - استراليا و كانادا عرضه شد .
 
 
Playmates Toys يك عروسك از هيلاري در سال 2004 درست كرد و وارد بازار كرد.
خواهر هيلاري يعني هيلي هميشه دوست داشته خواننده خوبي مثل هيلاري بشه . هيلاري در اين زمينه در يكي از آهنگاش كمكش كرده . با
خوندن 2 نفري در آهنگ "Our Lips Are Sealed " كه در كشورهايي همچون آمريكا و مكزيك و كلمبيا خيلي موفق بود .
گفته مي شد كه هيلاري نيز با خواننده " Good Charlotte " يعني جول مادن دوست هست . خود هيلاري اين قضيه رو بالاخره در ژوئن 2005
با پذيرفتن دوستيشون قبول كرد.و اين دو با همديگه وقتي آشنا شده بودند كه هيلاري 16 سالش بوده و جول 24 سالش . شايعه از وقتي شروع
شد كه هر دو با هم به MuchMusic Video Awards در 2004 تورنتو رفتند. و اين دو در نهايت گفتند كه بله!!!!!!!! هستيم.
در اواخر 2005 هيلاري يك ماه دست از كار كشيد كه با جشن تولد 18 سالگيش مصادف شد .

 MJ

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 0:48  توسط   | 

نشستم و برنامه شب شيشه‌اي گفت و گو با محمدرضا گلزار را تماشا كردم و بعد ديدن‌اش فكر كردم اين يك ساعت برنامه، به دلايل مختلف پديده مهمي است. خودم با تماشاي برنامه به اين نتيجه‌ها رسيدم:

1- ظاهرا دامنه نفوذ و تاثير سينما خيلي بيش از آن چيزي است كه فكر مي‌كنيم. به هر حال گلزار تمام شهرت‌اش را از سينما دارد، در هيچ فيلم و سريال تلويزيوني بازي نكرده است. پس وقتي يك شبكه تلويزيوني براي كشاندن او به استوديويش اين قدر تلاش مي‌كند و وقت مي‌‌گذارد، پس لابد سينماي ايران دامنه تاثيري بيش از آن چه ما فكر مي‌كنيم دارد.

2- همچنان احساسات رقيقه و انسان‌دوستي و تعهدات اجتماعي، قرار است سرپوشي باشد براي ساير نيازها و خواسته‌هاي‌مان. همچنان قرار است از اين احساسات استفاده كنيم تا به نيازهاي ديگرمان برسيم. همه مي‌دانيم محمدرضا گلزار چرا آن جا نشسته، چرا مردم مي‌خواهند او را ببينند و اين‌ها. اما عوض‌اش مجري مراسم حسين رضازاده را نشان‌ مي‌دهد و از احساسات ملي ميهني مي‌پرسد و اين كه محمدرضا گلزار چطور با بازي در تيم واليبال هنرمندان، براي بدبخت بيچاره‌ها پول جمع مي‌كند. ياد سنتوري افتادم و صحنه‌اي كه آدم ‌بدهاي فيلم، كنسرت خيريه گذاشته بودند و البته نيت‌شان هم خير بود.

3- بعد از تماشاي برنامه، متوجه شدم در گفت و گويي در اين سطح، اگر مجري و مهمان در موقعيت برابري قرار نداشته باشند، چه اتفاق وحشتناكي مي‌افتد. وقتي يك برنامه تلويزيوني، دائم خبر از حضور احتمالي يك مهمان گريز پا مي‌دهد، وقتي همه پس و پيش شدن‌ها را تحمل مي‌كند، وقتي عوض اين كه روي قدرت و نفوذ برنامه‌اش حساب كند، مجبور مي‌شود اصرار و ابرام را براي كشاندن مهمان به برنامه انتخاب كند، وقتي بايد براي اين حضور كلي شرط بپذيرد، آن وقت ديگر اصلا گفت و گويي شكل نمي‌گيرد. چون در برابر هر اتفاقي، ممكن است مهمان برنامه "پا شود و برود." يا اين قدر قدرت و نفوذ داريم كه مهمان، خيلي دلش بخواهد در گفت و گو با ما شركت كند يا نه، اما اگر نداريم يا مهمان‌مان احساس نياز و شوق براي حضور در چنين برنامه‌اي ندارد، آن وقت يك شوي بي‌رمق داريم و نه يك گفت و گو. گفت و گو هم كه مي‌دانيد، يكي از دوست‌داشتني‌ترين و جذاب‌ترين چيزهايي است كه ابناي بشر مي‌توانند انجام دهند. از جمله گفت و گوي رضا رشيدپور با استاد عجمي خطاط، كه طبعا زير چنين فشاري شكل نگرفته بود، پس در لحظاتي مي‌شكفت و جذب مي‌‌كرد و ياد مي‌داد.

4- پس رسانه‌هاي ما بايد بيش از اين قدرت بگيرند. مجري‌ها و روزنامه‌نگارهاي ما بايد از اين‌اي كه هستند قوي‌تر شوند. در برابر يك ستاره در موضع ضعف قرار نگيرند. چنين گفت و گويي، به لحاظي، يك بازي قدرت است و اميدوارم رسانه‌هاي ما به چنان قدرتي برسند كه در چنين گفت و گوهايي، چيزي كم از ستاره نداشته باشند. آقاي ستاره، بايد خيلي دل‌اش بخواهد كه با فلان برنامه از فلان شبكه، يا با فلان روزنامه و مجله گفت و گو گند. اين مسيري است كه رسانه‌هاي ما بايد در پيش بگيرند.

5- آيا گلزار بازي مي‌كرد يا واقعي بود؟ اغلب بازي مي‌كرد. بر خلاف آن چه شايد در نگاه اول به نظر برسد، محمدرضا گلزار، بسيار باهوش است و مي‌تواند از هوش‌اش براي زدن ماسكي به صورت‌اش استفاده كند. اين ماسك، اغلب مدت زمان برنامه شب شيشه‌اي، روي صورت‌اش بود. گلزار اين قدر باهوش بود كه مجري برنامه را بازي دهد، كه مسير برنامه را طوري كه خودش مي‌خواهد تنظيم كند. فرمان برنامه دست مهمان بود، نه فقط به اين خاطر كه مجري در موضع ضعف بود، هوش گلزار هم در اين مسير دخيل بود. خطرش اما اين جاست كه اگر گلزار همين طور از هوش‌اش براي پنهان شدن و در رفتن از برابر انظار استفاده كند، پس از مدتي تبديل به موجود غير قابل درك و غريبي خواهد شد كه حضور و وجودش ديگر براي خيلي‌ها جالب نيست. گاهي وقت‌ها به نظر مي‌رسيد هوش گلزار پشت ماسك صورت‌اش حبس شده است.

6- به نظرم درك و هوش گلزار، بيش از آموخته‌هايش است. دانش و علم، بازيگر نمي‌سازند، اما كمبودشان در مواردي حس مي‌شود. از جمله در شب شيشه‌اي‌ كه مهمان‌اش محمدرضا گلزار، نمي‌توانست از عامل به كار بردن كلام براي تاثير روي بيننده‌هايش استفاده كند. گلزار مي‌توانست در مواردي با تكيه بر هوش‌اش، در لحظه مورد نظر، واكنش جذابي نشان دهد، اما همه‌اش همين است. او نمي‌توانست اين لحظه را بسط و گسترش دهد. اين تفاوت او با مثلا بهرام رادان بود كه خوب مي‌توانست حرف بزند و پشتوانه ذهني مناسبي داشت تا در مسير بحث پيش برود. شايد اين يكي از دلايلي بود كه رادان مي‌توانست ماسك را از روي صورت‌اش كنار بزند و گلزار نه.

7- دلم خنك شد وقتي رضا رشيدپور نتوانست به خاطر همان قرار داشتن‌اش در موضع ضعف؛ با مهمان برنامه‌اش شوخي كند، پس سراغ پارودي كردن خودش رفت با اين جمله وحشتناك "منو رها كن از اين درد تنهايي". جمله‌اي كه قاعدتا معناي عميق و زيبايي دارد، و تكرارش از دهان مجري برنامه، خيلي وقت قبل از اين كه خودش بخواهد، به يك مضحكه تبديل شده بود.

8- منتظر كمدي بعدي محمدرضا گلزار هستيم. تايمينگ كمدي را بلد است و واكنش‌هاي خوبي در برابر حركت طرف مقابل‌اش مي‌تواند بروز دهد. برنامه را كه ديدم، به نظرم رسيد شوخي جذاب آتش بس؛ تكرار جمله: "مهين مرگ من تو پشت چراغ قرمز نبودي؟" بخش مهمي از جذابيت‌اش را از اجراي به موقع و درست گلزار مي‌گيرد. آخ اگر كمدي رومانتيك‌ساز خوب در سينماي ايران داشتيم. محمدرضا گلزار مي‌توانست انتخاب اول براي بازي در نقش مرد اين فيلم‌ها باشد. يك هيو گرانت؟

9- حضور محمدرضا گلزار در تلويزيون و استقبال فراوان مخاطب‌ها از اين برنامه، نشان مي‌دهد كه چه قدر بين سليقه مسئولان تلويزيون و خواسته مخاطب‌هاي‌شان فاصله است. رسانه ملي، بيش‌تر با زندگي رسمي مردم ما سازگار است تا آن چه در خلوت به دنبال آن هستند. رسانه‌اي مثل تلويزيون قرار نيست دنباله‌رو خواست مخاطب‌هايش باشد، اما لااقل بايد همراه آن‌ها حركت كند. مردم بايد بخشي از زندگي‌شان را در تلويزيون ببينند. آن چند دقيقه دعواي فوتباليست‌ها و مربي‌ها در برنامه نود، براي يك هفته خيلي كم است.

10- اما اين حرف‌ها به معناي مخاطب‌گرايي به هر شكل و بهانه‌اي نيست. اين كه تلويزيون آينه زندگي واقعي، و نه رسمي، مردم ما باشد، به معناي تلاش براي جلب مخاطب به هر قيمتي نيست. به اين قيمت كه محمدرضا گلزار را هر طور شده به تلويزيون بكشانيم تا با تهديد به رفتن در وسط برنامه، ته دل يك شبكه تلويزيوني را خالي كند. اين كه گلزار را به هر شرط و شكلي براي حضور در برابر دوربين تلويزيون راضي كنيم، گيرم كه اين وسط به جز حرف‌هاي هميشگي، هيچ گفت و گويي صورت نگيرد. رسانه‌هاي ما فعلا در مسابقه "جلب مخاطب به هر قيمتي" شركت كرده‌اند و در اين مسير، در دام چنان عامه‌گرايي افتاده‌اند كه حيرت‌انگيز است. اين كه دقيقه به دقيقه، مجري برنامه پز تعداد SMSهاي برنامه‌اش را بدهد، بد نيست، اما وقتي همه‌ هدف‌مان همين باشد، نتيجه‌اش مي‌شود يك جور عامه‌گرايي كه قضاوت مردم در هر زمينه‌اي، جاي قضاوت اين‌كاره‌هاي هر رشته را مي‌گيرد. زماني نخبه‌گرايي پدرمان را درآورده بود و حالا اين عوام‌گرايي افسارگسيخته، به خصوص وقتي تصاويري از بغض محمدرضا گلزار را در حالي كه طره‌اي از موهايش روي پيشاني‌اش افتاده، با موسيقي حماسي و حركت آهسته، پخش مي‌كنيم و حالش را مي‌بريم.

MJ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 0:21  توسط   | 

مهستی، خواننده ایرانی درگذشت
 
مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا
 به سرطان در لس آنجلس درگذشت.
 
TinyPic image
 
خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از مدتها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.
از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
و باز هم در جای دیگه آمده که :
گزارش ها حاکی است که "مهستی" خواننده مشهور ایرانی روز 25 ژوئن درگذشت. مهستی که نام اصلی اش خدیجه (افتخار) دده بالا بود در سال 1946 به دنیا آمد و روز دوشنبه در سن 60 سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان فوت کرد.

مهستی کار خود را در برنامه معروف گل های رنگارنگ رادیو ملی ایران با آهنگ "آنکه دلم را برده خدایا" آغاز کرد.

گفته می شود که هایده، خواهر مهستی، کار خود را پنج سال پس از او آغاز کرد.
در طول 35 سال کار خوانندگی، مهستی آهنگ های ماندگار بسیاری اجرا کرد.

او در ماه مارس 2007 اعلام کرد که از چهار سال پیش به بیماری سرطان مبتلا شده است. او در سال های پیش از مرگ در "سنتا روزا" در کالیفرنیا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند دیگرش زندگی می کرد.
MJ
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 23:52  توسط   | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
MJ
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 19:46  توسط   | 

سایه‌ها در نمایشگاه عکس زهرا امیر ابراهیمی

 

شهاب میرزایی

 

عصر روز جمعه، پارك وی۷ كوچه خاكزاد، پلاك ۱۲+۱ یا همان سیزده نحس. نمایشگاه دید دوم؛ عكس‌های زهرا امیر ابراهیمی، بازیگر تئاتر و سینما و سریال تلویزیونی معروف نرگس: دختركوچك شوكت.

 

 

نمایشگاه عکس‌های زهرا امیرابراهیمی | زمانه

 

كوچه شلوغ است و از آن شلوغ‌تر گالری. گالری كوچك است و مانند دواتاق تو در توست. لباس‌های رنگارگ زنان و مردان از كنارعكس‌هایی كه سیاه و سپید هستند رژه می‌روند. زهرا امیر ابراهیمی هم در گوشه‌ای ایستاده. با مانتویی سیاه و دامنی سپید، همانند عكس‌هایش. گوشواره‌های رنگی زیبا و ظریفش، پشت سیاهی روسری محو شده‌اند. با تك تك بازدیدكننده‌ها صحبت می‌كند وبعد در گوشه‌ای می‌ایستد.

 

 

 

«این‌جا كه ایستاده‌ام، انگار دنیای اطراف سپید است و سیاه. از این نگاه، در انسان‌ها و موقعیت‌هایشان و آن‌چه از خود باقی می‌گذارند، اتفاقی دیگر افتاده است

بازدیدكنندگان عكس‌ها را نشان می‌دهند و زیر لب پچ پچ می‌كنند. بعضی از آن‌ها می‌گویند این‌ها كه عكس نیستند، ما به خیال نمایشگاه عكس آمدیم.

«تصویر نگاتیو، انگار اصلی است كه در نگاه به هر عكس دیده می‌شود به خاطر آوردش. نگاتیوی كه قبل از هرگونه كنش شیمیایی، اصلی است از همان لحظه كه ثبتش كردیم. انسان را و دنیا را همان اصل ساده اولیه‌اش بازدیدم، جدای از همه آن تغییر و تحولات كه شكل همه مان را و دنیایمان را شكل دیگری كرده است

 

 

نگاه عكاس، نگاه سینمایی است با میزانسن خاص خودش. لحظه‌ای ازپریدن دختركی در دشت، مترسكی محو شده در انتهای كادر، دستی كه از بیرون آمده و در بالای كادر‌، سایه تقدیری‌اش را انداخته بر روی آدمی دیگر، پایین كادر.

«این جا درنگاهم سایه‌هایی، سایه به سایه برهم افتادند و برمن؛ آن‌چه را می‌بینم غرق در ابهام كرده است. این جا لكه‌های سیاهی بر سپیدی، برشفافیت شیشه‌وار اصل دنیایم، با همه آن‌چه در آن است نقشی بسته‌اند و سایه‌هایی در پس پشت ذهن ثبت كننده‌ام باقی مانده‌اند، كه انگارهمه آن اصل ساده و شفاف، سایه‌ای بیش نبوده است

عكس‌ها با ذهن مخاطب بازی می‌كنند و او را به چالش می‌كشند. خلاقیت و ایده‌ای جدید، كه اولین اصل وجودی یك نمایشگاه باید باشد و معمولا در نمایشگاه‌های دیگرنیست، اینجا هست. در بسیاری از نمایشگاه‌ها، تصاویر قاب شده بر روی دیوار را چشم‌های مخاطبان قبلا یا تصویركرده‌اند یا تصور. عكس باید فراتر از دیده‌ها باشد و بازی با فكرمخاطب را بی‌آزماید.

 

 

«نمایشگاه قبلی‌ام از بچه‌های هندی بود، در كافی شاپ ۷۸. شادی و امید در چشمان آنها. اما عكس‌های این نمایشگاه حاصل تغییری حسی است كه در من بوجود آمد. روی یك مجموعه عكس سیاه و سفید تست می‌زدم . برعكس شدن ناگهانی همه چیز برایم جالب شد. برای اینكه ابهام را بیشتر كنم، روی فضاها و آدم‌های متفاوت تست زدم تا رسیدم به فضاهای تك پرسوناژی. متریالم را هم عوض كردم. از كاغذ به شیشه برگشتم. مانند اولین عكس‌های تاریخ عكاسی كه به جای كاغذ، برروی شیشه حضور پیدا كردند. درهیجده فضای متفاوت وغیرتكراری كار كردم. وقتی قاب شدند، دیدم به ابهام و سایه‌واری و همان صیقلی كه می‌خواستم رسیده‌ام

عكس‌های زهرا امیرابراهیمی، بازیگوشی‌های قشنگی دارد كه حجم حضورشان، مخاطب را دعوت می‌كند به جور دیگر نگاه كردن و در پس آن طوری دیگر فكر كردن. او ایستاده است، بین خطی كه سیاهی را از سپیدی جدا می‌كند.

«می‌شود عبور كرد بر شیشه‌ای و سایه‌ای شد. عكس عكس دید، دیگری شد. سایه‌ای بود. شیشه‌ای شد. می‌شود ...»

 

 

مطالبی كه در گیومه قرار دارد ، نوشته‌های زهرا امیرابراهیمی در كاتالوگ نمایشگاه است.

 

MJ 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:30  توسط   | 

 
 

 

 

ويکتوريا بکهام از طرف مجله بريتانيايي گلامور بعنوان زن سال انتخاب شد

ويکتوريا جايزه اش رو سه شنبه شب در لندن گرفت

Uploaded Image

اوکه براي شرکت در مراسم ام تي وي شنبه از لندن به آمريکار فته بود بلافاصله به لندن برگشت!

لباس بسيار کوتاه او سوژه اصلي عکاس ها بود از معدود دفعاتي بود که ويکتوريا در يک مراسم رسمي لباسي به اين کوناهي مي پوشيد !

Uploaded Image

او ديروز با اعضاي سابق گروه اسپايز گرلز هم ديدار کرد تا اين گروه براي حضور دوباره در کنارهم آماده بشه

Uploaded Image

Uploaded Image

ويکتوريا در لندن يه حرف خيلي جالب هم زد اونم اينکه ديويد بکهام دست چپش رو هنوز تاتو کامل نکرده و منتظر بچه چهارمي که جفتشون دوست دارن دختر باشه تا ديويد نام اين دختر رو بر روي دست چپش تاتو کنه !

Uploaded Image

 

*****

 

گزارش تصويري از حضور آنجليناجولي و براد پيت در نمايش فيلم يار اوشن در محله چيني ها لس آنجلس - ديروز

Uploaded Image

Uploaded Image

Uploaded Image

keepmyfile.comkeepmyfile.com

 

*****

 

جورج کلوني،برادپيت و مت ديمون هم  اثر دست و پاشون رو در اين محله به يادگار گذاشنتد

Uploaded Image

Uploaded Image

 

*****

 

گفتگوي اختصاصي شماره جولاي مجله ماري کلاير و آنجلينا جولي

Uploaded Image

مصاحبه اختصاصي اين مجله با آنجليناجولي حرف هاي جالبي از قول آنجلينا بيان کرده اينکه او با براد پيت خيلي کم فرصت مي کنند در مورد خودشون صحبت کنند شايد تنها جايي که فرصت براي صحبت براشون باشه حمام باشه !

او گفته که خونوادش خيلي سريع رشد مي کنند و اينکه او و براد مسئوليت هاي زيادي دارن که اونا با علم به اين چيزا آگهانه به سراغ مشکلات ميرند

او گفت شايد اين مشکلات باشه که حلشون با هم مارو به نزديکتر کرده و اين يه نوع رابطه است !

او در مورد بچه هاش هم گفت از بودن با اونا شاده از ديدن رابطه صميمي و دوستانه مدوکس با براد و حس پدري که مدوکس در خودش نسبت به براد پيت داره کاملا راضي و شاده

او گفت مشکلات شايد باشه مثل هر خانواده اي از مشکل لباس زير پاکس يا مشکل موهاي زهرا !

او در مورد بچه اش شيلو هم گفت او جديدا راه رفتن رو ياد گرفته اما زياد زمين مي خوره ! و اينکه هر چيزي دم دستش باشه مي خوره !

 

Uploaded Image

و مهمترين خبر در مورد آنجلينا جولي فرزندخواندگي يه فرزند جديد از جمهوري چک و پراگه تا اين سفير سازمان ملل از تمام قاره هاي دنيا در خونوادش به نمايندگي کسي رو داشته باشه !

Uploaded Image

 

*****

 

پاريس هيلتون

مجرم شماره 9818783

Uploaded Image

پاريس هيلتون" دختر و وارث هتل دار معروف "ريچارد هيلتون" چندي پيش در هنگام رانندگي در حالت مستي توسط پليس متوقف و گواهينامه اش ضبط شد. او همچنين به پرداخت 1500 دلار جريمه و 45 روز حبس در زندان محکوم شد.

پاريس در ابتدا اين حکم را غير منصفانه خواند و گفته بود که براي آن درخواست تجديد نظر خواهد داد. اما با انتخاب وکيلي جديد و مشاوره با آن تصميم به تائيد حکم دادگاه گرفت.

در اين حالت و با تائيد حکم دادگاه، پاريس هيلتون به مدت چند روز در زنداني در حومه شهر کاليفرنيا حبس خواهد بود؛ زنداني که هر بخش آن شامل 5 سلول دو نفري است.زنداني واقع در حومه ي شهر کاليفرنيا که براي افراد معروف و مقامات رسمي در نظر گرفته شده، بگذراند
 

اين حکم از پنجم ژوئن امسال اجرا شده است و او فعلا در زندان بسر مي برد

  او نه هنرپيشه ي حسابي يا پولسازي است، نه خواننده ي مستعدي، نه مدلي مطرح و نه حتي چندان زيبا است. البته آگاهان معتقدند فيلم جنجالي رابطه ي خصوصي ايشان با دوست پسر سابقش در شکل گيري اين شهرت، کم تأثيرنبوده!

Uploaded Image

مسئولان موزه مادام توسوي شهر نيويورک هم به تن تنديس مومي او پيراهن راه راه زنداني‌ها را پوشانده‌اند. يک سخنگوي موزه مادام توسوي نيويورک گفته است که اين پيراهن زماني از پيکره پاريس هيلتون خواهد افتاد که همتاي واقعي آن بعد از 23 روز محکوميت از زندان آزاد شود. پاريس هيلتون 26 ساله قبل از عزيمتش به زندان در حالي که روي قالي قرمز مراسم اعطاي جوايز سينماي "ام تي وي" قدم مي‌زد، گفت که خيلي عصبي است، ولي تلاش مي‌کند قوي باشد. او گفت: "خوشبختانه، دوستان و خانواده ام و هوادارانم از من حمايت مي‌کنند که در اين دوره سخت براي من بسيار مهم است. با اينکه اتفاق ترسناکي دارد براي من مي‌افتد، من تلاش مي‌کنم از آن استفاده مثبتي داشته باشم. من بي‌صبرانه منتظر روزي هستم که از زندان بيرون آيم و زندگي نوي را آغاز کنم و حتا قوي تر از گذشته باشم."

Uploaded Image

هرچند روز اول زندان به گفته وکيل اش براي پاريس چندان سخت نبود اما در دومين روزي که از زنداني شدن اون مي گذشت اون حسابي از همه چيز شاکي بود از سرماي سلولي که او فقط ?تا پتو کوچک دارد ! تا غذاي بد زندان طوريکه اوبه هيچ غذايي نزده

Uploaded Image

شهرت بيش از حد او !!! اين روزا باعث شده تا پاريس بار ديگه به سوژه اول همه رسانه هاي غربي تبديلبشه و اکثر رسانه ها به گزارش هاي روزانه وقايع زندان او بپردازن

ميگن اين اخرين غذايي بوده که او بيرون از زندان در يکي از رستوران هاي خودش خورده !!!

Uploaded Image

 

*****

ريکي مارتين براي تبليغ تور کنسرت هاي تابستاني اش وارد اسپانيا شد

او اخيرا استوديوي ضبط موسيقي اف ال رو در ميامي که مدونا ،جنيفرلوپز و بريتني اونجا آهنگ هاشون رو ضبط کردن 15 ميليون دلار خريد

Uploaded Image

 

*****

 

در حاليکه بريتني اينروزا در سايت رسمي اش از عبرت گرفتن روزاي بد گذشته نوشته اينکه دوستاش رو بهتر شناخت و.... (يه مشت نصيحت در جواب پاريس هيلتون که به زندان رفته ) اما همچنان رو خط قرمز حاشيه قرار داره !

 

Uploaded Image

 

*****

 

موتورسواري سرگرمي دوست داشتني براد پيت که در اولين فرصت که تنها ميشه با موتورش ديده ميشه برخلاف آنجلينا که علاقه شديدي به پرواز داره او روز تولدش ديروز با بچه هاش با هواپيماش پرواز کرد

Uploaded Image

Uploaded Image

 

 

*****

 

کريستين رونالدو در تعطيلات پايان فصل اش

Uploaded Image

MJ

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 12:21  توسط   |