تبليغاتX
بچه های باحال ریاضی
سرگرمی

 

بزرگراه صدر در تهران - پنجشنبه 21 تیر 1386 !! عکاس زبل و بروبکس بی حیا !

اینا دیگه تو این روزها خیلی کله خرن !!

 

 MJ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 17:47  توسط   | 


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 8:20  توسط   | 

روزگار، دیگر غریب نیست

                              یادی از معلم شهیدمان

                              

روزگارغریبی بود دکتر، دیگر نیست. جهان پیروز شد، جهان پیروز شد و روزگار دیگر غریب نیست. غریب ما هستیم. غریب من هستم که دریغ می‌شوم از خویش.

بیهوده است دیگر، از دوست سخن گفتن، درمدح تنهایی، واژه فرسودن، شب را بیدار نگاه داشتن و عشق را به یاری فراخواندن. بی‌سرانجام است، درد را دیدن، درد را خواندن، درد را گفتن، درد را بودن، درد را ماندن و درد را مُردن.

آه دکتر جان !
فاتحان بی‌رقیب زمین را ببین، ببین چگونه در تکاپوی فتح، خروش و غوغا به پا کرده‌اند و ضیافتشان را به سوی بی‌پایانی پیش می‌برند. آخر چگونه می‌شود از این مستانِ همیشه مست، انتظار اهورایی داشت ؟ چگونه می‌شود دل به این دست‌های سربی بست ؟ چگونه می‌شود به این زمانه که به زمان اعتماد کرده است، عادت نکرد ؟ چگونه می‌شود باور کرد که قلب‌های ملتهب و نا‌آرام را به تفکر واداشته‌اند ؟ چگونه می‌شود به انسان گفت که هرگز هیچ عاشقش نبوده‌ای ؟ چگونه می‌شود به این تن‌پرروران بی‌ادعا گفت که آرزوهایشان را نمی‌بینی ؟

آه دکتر جان !
پس از غروب سرد و دلهره‌زای چشم‌های تو، ما مانده‌ایم و سیل خوشبختی، ما مانده‌ایم و آوار شادمانی، ما مانده‌ایم و یک بازی بی‌قانون.

بن‌بست‌ها از آغاز نیز بن‌بستند، حرفی نیست. اما چرا دیواره‌هایشان این‌گونه به سوی هم می‌شتابند ؟ مشتاق چه‌اند ؟ هم ؟ ما ؟ و یا عبور از هم ؟

چه کنیم با این هم سرما ؟ درمان‌ها خود درد شده‌اند. همه را به فراموشی می‌سپاریم، بودن را چه کنیم ؟ خویش را نیز‌، بودن را چه کنیم ؟ عشق‌های هرزه را می‌پذیریم و بر جان می‌افشانیم، بودن را چه کنیم ؟ در هیاهوی علم آدم‌ها، گم می‌شویم، بودن را چه کنیم ؟ خاموش در خویش می‌شکنیم، بودن را چه کنیم ؟ در ازدحام سکوت‌های تلخ و بی‌انتها، یخ می‌زنیم، بودن را چه کنیم ؟ مرگ را زندگی می‌کنیم، بودن را چه کنیم ؟

آه دکتر جان !
مگر کدامین راه را بر ما نمایاندی که اکنون چنین به برهوت سرگشتگی نشسته‌ایم ؟ راه تعالی را ؟ یا راه پستی را ؟ گویا راه سومی هم بوده است. نقبی سرشار از درد به سوی نیستی. راهی در آغوش حیرانی و در بطن پرسش‌ها، راهی در مسیری از وحشت و در تلاطم امواج تردید، راهی بر بستر یأس‌های کم‌رنگ و خشکیده. راهی در زیر آسمان حباب‌های آرزو، راهی از میان پاره‌پاره‌های دل‌های از دست رفته، راهی روی جریان غم‌ناک اشک‌های روان، راهی در حاشیه‌ی باغ‌های تنگ و تاریکِ انتظار، راهی از کنار دیوارهای مغشوش خستگی.

آری دکتر جان. روزگار غریبی بود، دیگر نیست. غریب من هستم که امروز با زندگی به پای‌کوبی برخاسته‌ام، رقصی در اوج نفرت. چیست این نیرو که مرا از سرنوشت خویش دور می‌راند ؟
این‌جا غریبستان است، آه ای تمام آدم‌ها، غریب را تصویر کنید، غریب را بنوازید، غریب را بسرائید.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:17  توسط   | 

آزادی... 
شریعتی:   

ای آزادی, تو را دوست دارم,
به تو نيازمندم,
به تو عشق می ورزم,
بی تو زندگی دشوار است,
بی تو من هم نيستم; هستم,
اما من نيستم;
يك موجودی خواهم بود توخالی,
پوك, سرگردان, بی اميد, سرد,
تلخ, بيزار, بدبين, كينه دار,
عقده دار, بيتاب, بی روح,
بی دل, بی روشنی, بی شيرينی,
بی انتظار, بيهوده, منی بی تو, يعنی هيچ ! …


ای آزادی, من از ستم بيزارم, از بند بيزارم, از زنجير بيزارم, از زندان بيزارم, از حكومت بيزارم, از بايد بيزارم, از هر چه و هر كه تو را در بند می كشد بيزارم.

آزادی؟ همين است آنچه ندارم

انسان با “آزادی” آغاز می شود.
و “تاريخ” سرگذشت رقت بار انتقال او است از اين زندان به آن زندان!
و هر بار که زندانش را عوض می کند،فرياد شوقی بر می آورد که: آزادی!

انسان يعنی آزادی.
احساس اسارت، خود، آيه ی آزادی است و رنج بردن از اسارت، نشانه تولّد آزادی

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:15  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:19  توسط   | 

بیشترش تو ادامه ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:17  توسط سیمرغ  | 

 اینم چندتاعکس مینیاتوری ......................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 23:34  توسط   | 

چه حالی میکنن اینا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 17:23  توسط سیمرغ  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                        MJ
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:12  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 23:13  توسط سیمرغ  | 

MJ
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 21:43  توسط   | 

All Rights Reserved By Marshal-Modern.Net
MJ
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 21:28  توسط   | 

wretched
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 23:9  توسط سیمرغ  |