|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
رئيس باشگاه اينترميلان كه قصد تماشاي ديدار امروز استقلال و سايپا را داشت به دليل ممانعت مسئولان حراست ورزشگاه آزادي از ورود همسر و دختر وي، با ناراحتي ورزشگاه را ترك كرد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 23:42 توسط
|
|
||
|
|
|
|
![]() __________________ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 23:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بیمار عربی جهت پیوند قلب در بیمارستان بستری شد . پزشکان تشخیص دادند که بر حسب احتیاط می باید مقداری خون از گروه خونی او ذخیره کنند . اما این مرد عرب دارای گروه خونی نادری بود و در ان منطقه خونی از گروه خونی او یافت نشد. پزشکان درخواستی برای دریافت ان گروه خونی به مناطق و کشور های اطراف فرستادند. تا اینکه شخصی یهودی حاضر به اهدای خون شد. به یاد نمی آوری؟ MJ
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:31 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
- تعیین دقیق زمان مرگ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق با غرور زيباست
ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است MJ
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 22:28 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشتهام. من آن را با نشانههای آشكار دريافتهام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بختيار بودهام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمیكنم كه از هنگام جوانی ناتوانترم. من دوستان را به خاطر نيكويیهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام. زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز میگذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت میبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست. بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد. فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند. تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند. همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند . هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد. از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نياکان درگذشتهی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد. پيكر بیجان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهای نغز و زيبا میپرورد آميخته گردد. من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت میبخشد آميخته گردم. هماكنون درمی يابم که جان از پيكرم میگسلد ... اگر از ميان شما كسی میخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم.پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود. از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند. به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:41 توسط
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 18:57 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟
با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو بهم ميزنه MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود. بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده! يه آه از ته دل کشيد. بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره. بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود. بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!! آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد. بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست. اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود. بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره. سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام. بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم. بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت. بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره. بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود. بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ... بهم گفت بيا يه کم قدم بزنيم. اين حرفش خيلي به نظرم رمانتيک بود. بعداً فهميدم شاش داشته و ميخواسته به سمت توالت عمومي حرکت کنيم. ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود. بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده! بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد! بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش! نکات مهم: 1ـ چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد!! 2ـ آدم منگل هم دل داره!! سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعداً فهميد! MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 20:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
"مندی سلارس" 32 ساله Proteus syndrome او باعث گردید تا به یک مریضی فوق العاده نادر مبتلا شود و آن اینکه پاهایش 70 کیلوگرم وزن داشته باشد . این مریضی نادر را هم هر دکتری توان تشخیص علت آن را ندارد . شاید به تعداد انگشتان یک دست در دنیا به آن مبتلا باشند .
بیماری او فقط در پاهایش تاثیر گذاشته است . سایز بالا تنه او کوچک است ، اما پاهایش هنوز در حال رشد هستند. سایز کف پای او 35 اینچ می باشد . "مندی" که فارغ التحصیل رشته روانشناسی می باشد ، می گوید که تلاش می کند که مانند بقیه عادی زندگی کند . او از هم صحبتی با دوستانش و مخصوصا رانندگی با ماشین ویژه خود ( که با دست کنترل می شود ) لذت می برد .
MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:26 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نام عنصر: زن
وزن اتمي:65 كيلوگرم در حالت استاندارد- اما داراي انواعي از 40 تا 200 كيلوگرم نيز هست.
خواص فيزيكي: 1- شكل ظاهري: سطح ان معمولآ با لايه اي از مواد رنگي پوشيده شده است. 2- نقطه ي جوش و انجماد: بي دليل و ناگهاني جوش مي اورد. بي دليل و ناگهاني منجمد مي شود. 3- مزه: در صورت كاربرد نادرست به شدت تلخ است. 4- تغيير پذيري: بي نهايت زياد 5- ضربه پذيري: صفر خواص شيميايي: 1-ميل تركيبي شديدي نسبت به طلا ونقره و مجموعه اي از سنگ هاي قيمتي دارد. 2-مقادير زيادي از مواد گران بها را جذب مي كند. 3-ممكن است بي دليل و ناگهاني منفجر شود. 4- بيشترين ميزان اكسيد كنندگي پول را دارد كاربرد هاي معمول: 1-در شرايط عادي خنثي است. 2-در برخي موارد به عنوان زينت به كار برده مي شود. 3-از قوي ترين مواد پاك كننده است MJ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ايمان بهترين دوست من است كاظميان: رقم قراردادم سرى است حضور جواد كاظميان در تيم الشباب و همبازى شدن با مبعلى و اولادى مى تواند يكى از اتفاقات مهم فصل نقل و انتقالات در فوتبال امارات باشد. بحث حضور تو در الشباب بر سر زبان ها افتاده است؟ < صحبت هاى زيادى را با مسؤولان الشباب انجام دادم اما ترجيح مى دهم بعد از بررسى تمام جوانب تيم آينده ام را انتخاب كنم و تا يك هفته ديگر تصميم نهايى را در مورد الشباب با تيم آينده ام اتخاذ خواهم كرد. بازى مقابل النصر را واگذار كرديد. < ۲ ـ يك از النصر تا دقيقه ۸۲ پيش بوديم اما بار ديگر بر اثر اشتباه دروازه بان و خط دفاعى مان نتيجه را در پايان ۹۰ دقيقه در كمال ناباورى به النصر واگذار كرديم. متأسفانه اشتباه بازيكنان ما در خط دفاعى و متعاقب آن دروازه بان مان در هر بازى عواقب گرانى براى ما دارد اشتباهى كه در بازى با النصر نيز تكرار شد. با نتيجه اى كه مقابل النصر گرفتيد، به نظر مى رسد مدت هاست قيد قهرمانى را زده ايد؟ < نهايت تلاش ما در اين فصل تنها به كسب مقام چهارمى منجر خواهد شد. الشعب در حال حاضر با تيم سوم، ۷ امتياز فاصله دارد و اين نكته عملاً ما را براى كسب مقامى بالاتر از چهارمى مأيوس مى كند. البته مسؤولان و مربيان الشعب از كسب مقام چهارمى نيز در پايان فصل رضايت كامل دارند چون در چند سال گذشته الشعب مقامى بهتر از نهمى كسب نكرده بود و به دست آوردن رتبه چهارم در پايان فصل مى تواند رضايت خاطر هواداران و مسؤولان تيم ما را فراهم سازد. اما تيم شما در ابتداى فصل در صدر بود. < در همان مقطع كه در صدر جدول نيز قرار داشتيم، به قهرمانى فكر نمى كرديم چون بالاخره برخى از بازيكنان تيم ما با مشكلاتى از جمله اشكالات تكنيكى مواجه مى شوند كه در هر بازى نيز تكرار مى شود. قيد قهرمانى را زده بوديد؟ < بايد واقع بين باشيم. متأسفانه در اين فصل گل هاى زيادى را به ثمر رسانديم اما اين گل ها بر اثر اشتباهات خط دفاعى و دروازه بان مان يكى يكى هدر رفتند و شايد تيم ما در اين فصل شخصيت قهرمانى نداشت اما تنها نكته به اين امر بازمى گردد كه تيم ما مانند سال هاى قبل براى سقوط دست و پا نزد. بنابراين كسب مقام چهارمى براى الشعب عنوان شايسته اى محسوب مى شود. مسؤولان الشعب با جدايى تو كنار آمده اند؟ < آنها به هيچ وجه راضى به جدايى من نيستند اما در دنياى حرفه اى بايد بسيارى از مسائل را در نظر گرفت، به همين دليل آنها شرايط فعلى ام را درك مى كنند. مسؤولان الشعب در ابتداى فصل نيز پيشنهاد تمديد قرارداد را به من دادند اما فكر مى كنم به نوعى تنوع احتياج دارم مسأله اى كه من را مجاب به ترك الشعب مى كند. بسيارى دليل جدايى و پيوستن ات به الشباب را حضور مبعلى عنوان مى كنند. < ايمان بهترين دوست من در امارات است، مضاف بر آنكه فكر مى كنم با پيوستن مجدد اولادى به الشباب، تيم آينده ما با حضور ۳ بازيكن ايرانى مى تواند بهترين نتايج را در ليگ امارات بگيرد. حضور اولادى در الشباب نيز غنيمتى محسوب مى شود. فكر مى كنم جدا از مبعلى، درك خوبى از بازى يكديگر داريم. سالى كه در پرسپوليس با اولادى همبازى بوديم، از ۸ گلى كه اولادى به ثمر رساند، ۷ پاس گلش را من دادم. به نظر مى رسد الشباب گزينه اصلى تو محسوب مى شود. < مسؤولان الشعب اصرار به تمديد قراردادم دارند، ضمن آنكه ۳ تيم ديگر نيز خواهان عقد قراردادى جديد با من هستند اما هنوز تصميم نهايى ام را نگرفته ام. براى انتخاب تيم جديدت با مشكل مواجه هستى؟ < باور كنيد اواخر فصل براى من حالت يك كابوس را دارد. اواخر فصل سال گذشته در پرسپولسى شرايط بدى براى من به وجود آمد كه مرا ناچار به جدايى كرد. در حال حاضر نيز ترس از مصدوميت و حضور مثمرثمر در تيم ملى مسائلى است كه موجبات فراهم ساختن دغدغه هاى جديد برايم شده از سوى ديگر به دست نياوردن مقامى بهتر از چهارمى شرايط را براى تصميم گيرى ام در پايان فصل مشكل كرده است. در بين تيم هاى خواهانت به نظرت الوحده گزينه خوبى بود؟ < الوحده يكى از دو تيم بزرگ اماراتى است اما به دلايلى نظير زندگى سخت در ابوظبى و مشكلات ديگر در مورد الوحده چندان جدى فكر نمى كنم. گفته شده الشباب مبلغ بالايى را براى تمديد قرارداد به تو پيشنهاد داده است؟ < نمى توانم اين مبلغ را براى شما بگويم. رقم قراردادم سرى است جدايى از سامره براى تو سخت نيست؟ < دوران بسيار خوبى را در كنار على سپرى مى كنم. مطمئناً جدايى از سامره برايم خيلى سخت است اما شايد تحمل اين دورى با حضور در كنار ۲ بازيكن ايرانى ديگر برايم راحت شود
ليگ امارات در اوج حساسيت رويش ۶ گل ايرانى در كوير ايران ورزشى ـ ليگ دسته يك فوتبال امارات به روزهاى پايان خود نزديك مى شود و در فاصله ۲ هفته تا پايان رقابت ها در صدر جدول حساسيت به اوج خود رسيده است. در پايان رقابت هاى هفته بيستم مشخص شد كه ۳ تيم الوصل، الوحده و الجزيره در كورس قهرمانى قرار دارند و با انجام بازيهاى ۲ هفته ديگر احتمالاً يكى از اين ۳ تيم قهرمان امارات خواهد شد. ۳ تيمى كه هيچ بازيكن ايرانى در تركيب خود ندارند. با انجام بازيهاى جمعه شب شكست الوحده، منجر به صدرنشينى الوصل شد تا اين تيم زردپوش شهر دبى با ۲ امتياز اختلاف صدرنشين پيكارها باشد. الوصل اين هفته صفر ـ ۲ الفجيره را شكست داد و ۴۱ امتيازى شد. اما بازيكنان ايرانى هم روز خوبى را پشت سر گذاشتند. مسعود شجاعى هافبك تكنيكى شارجه اين هفته درخشش ويژه اى داشت تا با ۲ گلى كه او به ثمر رساند اين تيم مقابل العين به پيروزى ۳ ـ صفر برسد. الاهلى با فرهاد مجيدى پيروزى پرگلى مقابل الوحده به دست آورد اما مهاجم ايرانى كارى از پيش نبرد. در پيروزى يك ـ ۴ الاهلى فيصل خليل (۲ بار)، عبيد خليفه و احمد خليل گلزنان تيم سرخپوش بودند. اسماعيل مطر مهاجم ملى پوش الوحده كه به دور يك چهارم نهايى ليگ قهرمان آسيا صعود كرده زننده تك گل تيمش بود. الشباب هم با درخشش مبعلى و گلزنى وى صفر ـ ۴ تيم قعرنشين دبى را شكست داد.ايمان مبعلى در اين بازى نمايش فوق العاده اى داشت و در دقيقه ۷۵ از روى نقطه پنالتى گل سوم تيمش را به ثمر رساند.رضا عنايتى هم در بازيهاى اين هفته گلزنى كرد اما نتوانست مانع از شكست ۲ ـ۳ تيمش شود تا الامارات همچنان در خطر سقوط به دسته پايين تر باشد. الشعب هم على رغم گلزنى سامره و كاظميان مقابل النصر ۲ ـ۳ باخت تا از صدر جدول دورتر شود. با اين ۲گل در مجموع ۶ گل هفته بيستم ليگ امارات متعلق به ايرانى ها بود اما افسوس كه بازيكنان سرنوشت ساز و مستعد ايرانى در ترسيم سرنوشت قهرمانى اين فصل و كسب يك موفقيت بزرگ با تيم هاى خود دخيل نبودند. جدول رده بندى ليگ امارات ۱ـ الوصل ۴۱ امتياز ۲ـ الوحده ۳۹ امتياز ۳ـ الجزيره ۳۸ امتياز ۴ـ الشعب ۳۱ امتياز ۵ـ الاهلى ۳۰ امتياز ۶ـ النصر ۲۷ امتياز ۷ـ الشارجه ۲۶ امتياز ۸ـ الشباب ۲۵ امتياز ۹ـ العين ۲۴ امتياز ۱۰ـ الامارات ۲۰ امتياز ۱۱ـ الفجيره ۱۸ امتياز ۱۲ـ دبى ۱۶ امتياز بهترين گلزنان امارات ۱۷ گل على سامره (الشعب ـ ايران) ۱۶ گل گريگورى دو فرينتس (دبى ـ فرانسه) ۱۳ گل آندرسون (الشعب ـ برزيل) ۱۱ گل فيصل خليل (الاهلى ـ امارات)، سعيد الكاس(الشارجه ـ امارات) ، رضا عنايتى و رسول خطيبى (الامارات ـ ايران) نناد يستروويچ (النصر ـ صربستان) ۱۰ گل جواد كاظميان (الشعب ـ ايران) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:42 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
همزمان با ادامه طرح مبارزه با بدحجابی در کشور، شورای فرهنگ عمومی به ریاست حسین صفار هرندی وزیر ارشاد، دستورالعملهایی جهت یکسانسازی مبارزه با بدحجابی به کلیه ادارات و نهادهای دولتی ابلاغ کرده است و بنابر اخبار رسیده به آفتاب، طرح عفاف در ادارات از این هفته آغاز شده است. به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب این طرح که با نام «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» تدوین شده کارمندان کلیه سازمانها، ادارات و بانکهای دولتی را ملزم به رعایت دستورالعمل پوششی خاصی کرده است. آغاز برخورد با بدحجابی در ادارات [اینجا] بنابر شنیدهها مردان کارمند در این نهادها و ادارات دولتی نمیتوانند از لباسهای آستین کوتاه، شلوارهای جین و یا کتان استفاده کنند و زنان نیز ملزم به استفاده از مانتوهای مشکی و بلند و شلوارهای سیاه پارچهای شدهاند. یک منبع موثق در گفتوگو با آفتاب همچنین از حضور نیروهای حراست در مقابل در ورودی برخی ادارهها و بانکها جهت تذکر دادن به کارمندان بدحجاب خبر داد. گفتنی است این طرح تنها شامل پوشش و حجاب کارمندان نیست و قرار است تغییراتی در معماری داخلی سازمانها و ادارات دولتی انجام شود به گونهای که امکان اختلاط غیرضروری زنان و مردان در آنها به حداقل برسد. مقامات مسئول تاکنون در اینباره اظهارنظری نداشتهاند |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:33 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
کت دیپلماتیکت منو کشته جمع ادبا در بانک تجارت استان یزد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:56 توسط
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:33 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شما مذکر هستید یا مونث برای دانستن جواب پایین را نگاه کنید .. . . . . . . . .. . . . . . . . . .. . این پایینو که نمیگم آی کیو |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
142857 اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنيم، حاصل: 285714 ميشود!-به ارزش مکاني 14 توجه کنيد اگر اين عدد را در سه ضرب کنيم حاصل: 428571 ميشود!-به ارزش مکاني 1 توجه کنيد اگر اين عدد را در چهار ضرب کنيم حاصل: 571428 ميشود!-به ارزش مکاني 57 توجه کنيد اگر اين عدد را در پنج ضرب کنيم حاصل: 714285 ميشود!-به ارزش مکاني 7 توجه کنيد اگر اين عدد را در شش ضرب کنيم حاصل: 857142 ميشود!-سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده اگر اين عدد را در هفت ضرب کنيم حاصل: 999999 ميشود اين عدد به تازگي کشف نشده! بلکه هزاران ساله که به عنوان يه عدد جالب مورد توجه بوده. 142857 در واقع دوره گردش عدد 1/7 هست و خاصيتهاي جالب ديگه اي هم داره همونطور که ميبينيد، مضارب اين عدد همه يا 142857 (با گردش حلقوي) هستند يا 999999 . جالب اينجاست که براي اعداد بزرگتر هم اين روند به صورت ديگه اي ادامه داره مثلا 8*142857 ميشه 1.142.856، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857 و مثلا 42*142857 ميشه 5.999.994، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 999.999 و 142857*142857 ميشه 20.408.122.499، حالا اگه 5 رقم اول رو 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857 __________________ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد. به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند . ليست احمقانه ترين سوالات پرسيده شده به شرح زير است: 1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما مت نمي توانم دكمه (any) را روي كي بوردم پيدا كنم. 2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم. 3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد. 4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟ مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟ كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام! 5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم. مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟ كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده 6- مشاور: لطفا روي "ماي كامپيوتر" (كامپيوتر من) كليك كنيد. كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست. 7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است) كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟ 8- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم مشاور: دکمه رو فشار بدين كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟ كابر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه. 9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد! مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد. كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟ در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است. مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟ مشتري : يک کامپيوتر سفيد... * مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن. مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟ * مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : سلام...من نمي تونم پرينت کنم. مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و... مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي! * مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه... * مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم... مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟ مشتري : نه. * مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟ مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده. * مرکز : و الآن F8 رو بزنين. مشتري : کار نمي کنه. مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟ مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته * مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه. مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟ مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم. مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد. مشتري : باشه. مرکز : کيبورد با شما اومد؟ مشتري : بله مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟ مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه! * مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست. مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟ * يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه... مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟ مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد. مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟ مشتري : پنج تا ستاره. * مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟ مشتري : Netscape مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست. مشتري : اوه، ببخشيد ... Internet Explorer * مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه! * مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟ مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟ مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟ مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟ * مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم. مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟ مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:28 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آقاى جك، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بده آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود : "شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شركت در آيد. راستى، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟ برای دیدن پاسخ به ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:20 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:22 توسط
|
|
||
|
|
|
||||
And so the story continues...
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:23 توسط
|
|
|||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:15 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 23:49 توسط
|
|
||||||
|
|
|
|
|
بنياد خيريه «بازپس گيری»، روز پنج شنبه فهرست اسامی سخاوتمندترين انسان های سال ۲۰۰۶ را منتشر کرد تا با اين کار، چهره های مشهور را به کمک به هم نوعان خود ترغيب کند.
طبق اين فهرست اوپرا وينفری، مجری محبوب تلويزيونی آمريکا، باربارا استرايسند، خواننده معروف و تايگر وودز، قهرمان ورزش گلف، سخاوتمندترين بشردوستان مشهور سال ۲۰۰۶ شناخته شدند. خانم اپرا وينفری ۵۳ ساله که يکی از پرطرفدارترين شوهای تلويزيونی آمريکا را اجرا می کند، مدير کلوب کتابی به نام خودش است که در آن به نويسندگان کتاب های ناشناخته در آمريکا همه ساله جوايزی تقديم می کند؛ اپرا در سال ۲۰۰۶ نزديک به۵۸ ميليون و ۳۰۰ هزار دلار در راه کمک های انسانی اهدا کرد که بخش بزرگی از اين مبلغ صرف تأمين هزينه احداث مدرسه ای در آفريقای جنوبی شد. نلسون ماندلا، رييس جمهوری سابق آفريقای جنوبی نيز، شخصا به خاطر اين کمک بشردوستانه خانم وينفری از وی تقدير کرد. اين مبلغ، يک چهارم درآمد ساليانه اوپرا وينفری است که مجله اقتصادی فوربز Forbes در سال ۲۰۰۶ آن را ۲۲۵ ميليون دلار اعلام کرده بود. باربارا استرايسند، خواننده و بازيگر سينما، برنده جوايز بازيگری، از جمله اسکار بهترين بازيگر زن در سال ۱۹۶۹ و همچنين برنده چندين جايزه «گرمی» در عرصه موسيقی؛ با ۱۱ ميليون و ۷۵۰ هزار دلار کمک به سازمان های مدافع محيط زيست و آزادی های مدنی، چهارمين فرد اين فهرست، پس از بخشش وصيت نامه ای جفری بين، طراح مد لباس و جک لُرد هنرپيشه، است. تايگر وودز، با مبلغ پنج ميليون و ۹۰۰ هزار دلار کمک در مکان پنجم ايستاده است. آقای وودز در سال ۲۰۰۵ – ۲۰۰۶ بر اساس فهرست مجله Forbes با ۷۷ ميليون دلار درآمد در سال، پردرآمدترين ترين ورزشکار جهان شناخته شد. روزی اودابل و مارتا استوارت دو مجری ديگر تلويزيون، به ترتيب با اهدای پنج ميليون و ۷۰۰ هزار دلار و ۵ ميليون دلار، در رتبه ششم و هفتم قرار دارند. در اين فهرست آنجلينا جولی و برد پيت، زوج هاليوود با اهدای دو ميليون و ۴۰۰ هزار دلار به سازمان های انسان دوست ناميبيا و انجمن های بشردوست ديگر، همچون پزشکان بدون مرز، يازدهم هستند. دختر اين زوج مشهور سال گذشته در ناميبيا متولد شد. نيکلاس کيج، برنده جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد در سال ۱۹۹۵، با کمک به سازمان عفو بين الملل، دوين جانسون، هنرپيشه و قهرمان سابق کشتی کچ با ياری به يک دانشگاه، و پل مک کارتنی، خواننده معروف و عضو سابق گروه بيتلز، با کمک به مبارزه عليه مين های ضد نفر؛ هر کدام به مبلغ ۲ ميليون دلار در مکان دوازدهم هستند. در اين فهرست اسامی کسان ديگری چون آندره آغاسی تنيس باز سابق، گلوريا استفان، خواننده و همچنين هنرپيشگان برنده اسکار، اليزابت تيلور و دنزل واشنگتن نيز قرار دارند. بنياد خيريه «بازپس گيری» فهرست خود را بر اساس مقاله های مطبوعات، تحقيق از سازمان های مختلف و جمع آوری اطلاعات از نمايندگان مطبوعاتی چهره های مشهور، ترتيب داده است. اين فهرست سپس از سوی کميته ای متشکل از دانشگاهيان و مشاورين تصويب شده است. دو چهره مشهور بشردوست به دليل اين که اين بنياد نتوانست مبالغ اهدايی آن ها را تائيد کند؛ در فهرست مورد نظر ديده نمی شوند. اين دو نفر جرج لوکاس، خالق فيلم جنگ های ستارگان که گفته بود ۱۷۵ ميليون دلار به دانشگاه سابق خود در لس آنجلس کمک کرده؛ و پل نيومن بازيگر معروف هستند. گفته می شود پل نيومن درآمد شرکت غذايی خود با نام Newman`s own را از سال ۱۹۸۲ که مبلغی معادل ۲۰۰ ميليون دلار است؛ اهدا کرده است __________________ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 23:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گرفتن پروانه ساخت و پروانه نمايش اين روزها مهم تر از حتي ساخت خود فيلم است . بارها و بارها ديده شده فيلم ساخته شده براي اكران عمومي توفيق نمي يابد از اينگونه آثار مي توان به فيلم آخر ناصر تقوايي با نام « چاي تلخ»
اشاره كرد كه حتي پس از دريافت پروانه ساخت به سرانجام نرسيد و از ادامه ساخت آن جلوگيري به عمل آمد.در روزهاي اخير خبرهايي مبني بر عدم دريافت مجوز براي اكران « يك شب» ساخته نيكي كريمي در محافل هنري منتشر شده بود كه خشم كريمي را به همراه داشت تا جاييکه او نامه اي سرگشاده به معاونت سينمايي وزارت ارشاد –جعفري جلوه – با اين مضمون نوشت: «دعوت به قضاوت عمومي براي حل يك مشكل حرفه اي ، آخرين راه باقي مانده براي يك هنرمند است.... يك شب با طي مراحل قانوني ساخته شده و نه تنها در جشنواره فجر بلكه در چند جشنواره مطرح جهاني به نمايش درآمده ، در چنين شرايطي اداره كل نظارت و ارزشيابي از ارائه پروانه نمايش به اين فيلم سرباز مي زند.» و در ادامه آورده است: «براي من ساخت فيلم توقيف شده موهبت بزرگي نيست گمان نمي كنم كه اعلام رسمي كنار گذاشتن هميشگي اين فيلم نيز شكست يا بي كفايتي براي مديران شما محسوب شود! اگر چه « يك شب» نه اولين و نه آخرين فيلم اين پرونده قطور خواهد بود.» اما امروز خبرها حكايت ديگري داشت ؛ مسئول پخش كننده فيلم « يك شب» مقصر شناخته شده ، او بود كه در اين مدت كوتاهي كرده بود و فيلم را به بخش نمايش نرسانده است ، در هر حال يك شب با سينما فرهنگ به عنوان سر گروه قرار داد امضا كرد و از چندي ديگر به اكران عمومي خواهد رسيد. در اين ميان چيزي كه باقي مي ماند، بدبيني هنرمندان به ارشادي هاست كه شايد نشأت گرفته از عدم ارتباط نزديك و صميمانه بين دو گروه باشد. اگر ما در رسانه ها رك و بي پرده با مسئولين صحبت مي كرديم و مسئولين با صراحت به شايعات پاسخ مي گفتن شايد شرايط امروز را نداشتيم !! سيروس مقدم ساخت فيلم تازهاي را به پايان رساند. فيلمي با نام هما كه قصهاي اجتماعي دارد و به زودي آماده نمايش خواهد شد. اين كارگردان كه مدتي قبل سريال پرواز در حباب از ساختههاي او از شبكه سه سيما پخش شد، در فيلم تازه خود به سراغ فيلمنامهاي از رضا مقصودي همان نويسنده فيلمنامه ليلي با من است رفته است. داستان اين فيلم زني به همين نام را روايت مي کند که به خاطر روحيه خاص خود هميشه در کارهاي خير و عام المنفعه شرکت ميكند. او دخترخوانده اي به نام فرشته دارد که در تمام فعاليت هاي انسان دوستانه او در کنارش است. با حوادثي که رخ مي دهد، فرشته نگران جان هما ميشود اما از سوي ديگر فرشته مرگ اصرار دارد تا جان هما را بگيرد و اين سرآغاز ماجراهايي است كه در فيلم شاهد آن خواهيد بود. در فيلم هما فاطمه گودرزي نقش شخصيت هما را ايفا ميكند. اين اولين همكاري اين بازيگر با سيروس مقدم است. نگين عبداللهي هم در نقش همان فرشته ظاهر شده است. همايون ارشادي هم نقش فرشته مرگ را بازي كرده است. از ديگر بازيگران اين فيلم هم ميتوان به حسن پورشيرازي ، فريده سپاه منصور و اسماعيل سلطانيان اشاره كرد. اين فيلم براي پخش از شبكه يك سيما ساخته شده است. ![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 23:40 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از تسلط اعراب بر ايران، در انتهاي سلسلة ساساني در زمان يزدگرد سوم ( قرن 7 ميلادي ) دين رسمي کشور ايران، دين زرتشت بود. پيامبر اين دين يعني اشو زرتشت براي قدر نهادن ايزدان، که سمبلهاي نيروهاي سودمند به حال آدمي در طبيعت بودند، مراسم آييني فراواني از جمله جشن هايي را پايه گذاري کرد. اين جشنها شامل 2 بخش بودند، گاه انبارها و جشنهاي ماهانه . گاه انبارها، جشنهايي بودند که براي تقديس اهورامزدا و شش روان جاويدان ( امشا سپندان ) که همواره نزداومتوطن هستند، برگزار مي شدند. اهورامزدا و شش امشا سپندان، حافظان هفت مخلوق مي باشند. آسمان، آب ها، زمين، آتش، گياهان، حيوانات و آدمي. بعدها شش امشا سپند را در زبان فارسي با اندکي تغيير به نامهاي شهريور، خرداد، اسفند، اردي بهشت، امرداد و بهمن خواندند. به نظر مي رسد پايه گذار اين جشن ها، زرتشت پيامبر باشد. اما گفته شده است که اين جشن ها به خصوص گاه انبارها در زمانهاي بسيار دورتر از زمان زرتشت هم جشن گرفته مي شده اند. گاه انبارها هر يک به مدت پنج روز برگزار مي شدند و به ترتيب عبارت بودند از : 1- ميديوزرم، در نيمة بهار هنگام برداشت خرمن 2- ميديوشهم، در نيمة تابستان 3- پيتي شهم، در ماه شهريور 4- اياترم، در ماه مهر 5- ميديارم، در نيمة زمستان 6- همسپتمدم، در ماه اسفند 7- آخرين گاه انبار، روز آخر سال بود و به جشن نوروز متصل مي شد. هزينة اين جشنهاي هفتگانه را ثروتمندان تامين مي کردند. مردم در اين روزها در کنار همديگر مي خوردند، مي نوشيدند و پايکوبي مي کردند و در پايان جشن، آنچه از خوردني ها باقي بود، به خانة افراد نيازمند فرستاده مي شد. در کنار گاه انبارها، جشن هاي ماهانه هم از اهميت خاصي برخوردار بودند. در هر ماه يک روز نام ماه با نام روز يکي ميشد. مردم اين روز را جشن ميگرفتند و در آن طي مراسمي به تقديس نام اهورامزدار ميپرداختند. از مهمترين جشنهاي ماهانه ميتوان مهرگان و تيرگان را نام برد که جزء پنج جشن بزرگ ايرانيان بودهاند. (در کنار نوروز، سده و يلدا) و در سرتاسر امپراطوري مراسم مربوط به آنها با شکوه تمام برگزار ميشده است. از ميان جشنهاي ماهانه، مهرگان بي شک مهمترين و با شکوه ترين جشن بوده است. روز مهر از مهرماه. اين جشن سابقهاي پيش اوستايي دارد. در باور مردمان آن زمان، اين خورشيد بوده است که به طبيعت زندگي ميبخشيده. آنان خورشيد را مهر نام نهادند و مهر نامي است که براي مفهوم دوستي و محبت برگزيدهاند و به اين ترتيب نشان داده اند که اساس هستي و آنچه که به عالم هستي، بودن ميبخشد "مهر" است. "مهر" از مهمترين عناصر "اشا" قانون حاکم بر طبيعت است و همواره بر ضد "دروژ" در مبارزه. آنان که راه مهر را پيمايند به مبدأ ميرسند. در سنت ميترائيسم، ميترا، ايزد نگهبان خورشيد، حافظ پيمان و سمبل مهر ورزيدن است.شخصيت مسيح گونه ميترا را در متن هاي مقدس دوره پيش اوستايي مي توان يافت. ميترا هنگامي که جهان را "دروژ" فرا گرفته بود و از "اشا" تقريباً خبري نبود، به صورت گاو نر سفيدي به زمين متجلي شد و به عنوان فديه گناهان بشر خود را قرباني کرد تا جهان از تباهي مصون بماند و خورشيد مهر دوباره بر تارک هستي فروزان گردد و اين همان است که در مورد مسيح از کتاب مقدس ميخوانيم. مسيح - که درود خدا بر او باد- به روي صليب جان داد تا نوع بشر از تباهي رها شود، مسيح که سمبل مهرورزيدن ميگويد، راه منم، راستي منم، زندگي منم، هيچ نميتواند به خدا برسد مگر به وسيلة من و اين چيزي نيست جز باور مردمان بدوي زمانهاي دور که تنها راه رسيدن به مبدأ، پيمودن راه مهر است. از نقطه نظر اسطورهاي در روز مهر از ماه مهر، نيروي راد و راستي (اشا) به سرکردگي کاوه بر آتش دروژ ضحاک به پيروزي رسيد و فريدون پادشاه شد. بنابراين مهرگان سمبلي از پيروزي نهايي مزدا بر اهريمن است. بر اساس منابع يوناني در جشن مهرگان پادشاهان لباس ارغواني ميپوشيدند و به همراه مردم در مجالس عمومي باده گساري ميکردند. اين تنها روز در ايران باستان بوده که مردم ميتوانستند در ملا عام باده گساري کنند. از جشن مهرگان در کتاب تلمود، از کتب مقدس يهود هم سخن رفته است و اين نشان ميدهد که اين جشن مختص ايرانيان نيست و در بسياري از مناطق دنياي باستان برگزار ميشده است. در متون تاريخي زرتشتي آمده است که مهرگان روزي است که در آن انسان نر و ماده از کيومرث که در باور زرتشتي مثال نوع بشر است آفريده شد. همچنين آمده است که خورشيد براي اولين بار درخشندگي خود را در اين روز شروع کرد و در واقع اين روز، روز آغاز جهان بوده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:10 توسط
|
|
||
|
|
|
|
گزارشي خواندني از آنچه در گوگل مي گذرد زماني که سر آشپز معروف گوگل ، چارلي آيرز Charlie Ayers ، معروف به شف چارلي، در سال 1999 در گوگل استخدام شد کارمند شماره 40 بود و تنها براي کمتر از 50 گوگلر غذا مي پخت اما در ماه مه 2005 که گوگل را - بمنظور تاسيس تعدادي رستوران زنجيره اي ارگانيک و با سرمايه و کمک مالي ميليون دلاري ساير کارمندان گوگل - ترک مي کرد براي بيش از 1500 نفر غذا سرو مي کرد. تا زماني که در گوگل بود رابطه نزديکي با کشاورزان و دامداران منطقه بهم زد و همواره بهترين و سالمترين و تازه ترين ها را از آنها مي خواست ، جالب است : تمام گاوها بايد فقط علف بخورند تا گوشتشان کم چربي باشد، تمام خوکها بايد عاري از نيترات باشند چراکه نيترات باعث سرطان مي شود، و تمام ماهي ها (ماهي براي رشد و بهبود کارکرد مغز انسان بسيار موثر و مفيد است) را بايد با قلاب و در حالت وحشي ( و نه با تور و گروهي ) صيد کنند تا مزه ي بهتري داشته باشد. اين اواخر 5 کمک آشپز و 40 آشپز زيردستش بودند و خودش بيشتر اوقاتش را در دفترش و يا در ميتينگها و جلسات اداري صرف مي کرد. اوايل که به گوگل آمده بود همه کارها از پختن نان تا تهيه منوها را به تنهابي انجام مي داد و حالا دلش براي آنروزها تنگ شده بود. روزنامه هاي مهم از جمله نيويورک تايمز و اکونوميست و صدها سايت و وبلاگ چارلي را مي شناسند و با او گفتگو کرده اند. اهميت نقش چارلي در گوگل همتراز بالاترين مقامات مالي آن موسسه است. هزاران کارمند محلي و بين المللي گوگل متولد دورافتاده ترين نقاط دنيا هستند با انواع آلرژي ها و سليقه ها ، و شادابي فيزيکي و مغزي آنها اهميتي اساسي در پيشرفت مالي بيزينسي گوگل دارد بنابراين تلفيق درستي از تغذيه سالم و الگوريتم دقيق ، در تراز مالي هر شرکتي جواب مي دهد. بويژه اينکه تمام غذاها و امکانات ورزشي ، پزشکي، مهد کودک، و غيره کارمندان گوگل کاملا مجاني است. گوگل به کارمندانش اجازه داده تا 20 درصد از وقت کاري روزانه شان - و يا يک روز کامل در هفته - را به پروژه ها و کارهاي مورد علاقه خودشان، که ربطي به شغل شان ندارد، اختصاص بدهند تا فکرشان باز و رابطه شان با دنياي غير کامپبوتري بيشتر شود. بهنگام حاملگي هم تا 75 درصد حقوق را به خانم ها مي پردازند. بطور کلي کار کردن در گوگل بيشتر شبيه زندگي غير رسمي در محيط دانشگاه و خوابگاههاي دانشجويي است. مهندسين گوگل اجازه دارند در هنگام کار هرگاه دوست دارند کمي چرت بزنند تا مغزشان فرصت بيشتري براي مرور و تفکر داشته باشد. مهندسين گوگل ماهانه تقريبا 1,043 kg مرغ و جوجه، 800 کيلو قهوه ، 250 کيلو پاستا ( ماکاروني و غيره)، و 60 کيلو حبوبات و گندم مصرف مي کنند. تفريحات و مسابقه هاي ورزشي واليبال و غيره که باعث شادابي و تحرک بيشتر خون به مغز مي شود هم جزيي از سياستهاي هفتگي در گوگل است. يکي از اين ورزشها wetLand walk (پياده روي در جنگل و پارک) است. مجتمع اصلي گوگل در Mountain View پنج کافه ترياي اصلي دارد و قرار است که 14 کافه ديگر هم ايجاد شوند. نهار در تمام آنها و صبحانه و شام در بعضي کافه ها مجاني سرو مي شود. کافه هاي اصلي شامل Charlie's Cafe (پيتزا، بيسترو، انواع پاستا و غذاهاي ايتاليايي ، انواع دسر و غذاهاي هندي پاکستاني و جنوب غربي دنيا ) ، No-Name Cafe (غذاهاي تند، انواع سالاد و ساندويچ، غذاهاي گوشتي و 20 نوع غذاي مخصوص گياه خواران)، No-Name Cafe (غذاهاي آسيايي)، Charleston Cafe (غذاهاي امريکايي معاصر)، و Cafe 150 (غذاهايي با اسانس و ادويه جات مليتهاي مختال که از مزرعه هايي در شعاع 150 مايلي اين کافه پرورش و تهيه مي شوند) است. اين کافه ها روزانه در حدود 1500-2300 صبحانه و نهار و شبها 600-800 شام مجاني سرو مي کنند و 85 کارمند گوگل در انها حضور مي يابند و معمولا هم حدود 125درصد غذا تهيه مي شود ( يعني 25 درصد غذاي اضافه براي ويزيتورها و ميهمانها). نهار را بين ساعات 11:30 - 2:30 سرو مي کنند که بيشترين طرفدار را دارد اما صبحانه و شام کمتر طرفدار دارد.(در خانه صرف مي شود). بهنگام نهار تمامي کارمندان گوگل کنار يکديگر مي نشينند و تجربه ها و پروژه هايشان را با هم در ميان مي گذارند. اين باعث مي شود که همه از پروژه هاي آينده گوگل با خبر مي شوند و کمتر کسي است که بي خبر از تجارب و پروژه هاي ديگران باشد. جالب اينکه سرگي برين (يکي از دو بنيانگزار گوگل) گياهخوار است. انبارهاي مخصوص سرشار از انواع و اقسام سبزيحات، ميوه، گوشت و مرغ و ماهي و ميگو و خرچنگ و دهها نوع ادويه جات از سراسر دنيا ، همگي تر و تازه و صد در صد اورگانيک و اکثرا پرورش يافته در مزارع نزديک لوکيشن گوگل در منطقه Mountain View (که باعث رونق اقتصادي آنها هم شده)، انواع و اقسام تنقلات (بادام و گردو و ...) و انواع مختلف شيرينيجان و حبوبات و دانه هاي گياهي تازه و ارگانيک ، و انواع سرکه هاي ۱۰-۱۲ ساله طبيعي و روغن گل آفتابگردان ، و خلاصه بيش از 200 نوع مختلف دستور پخت غذا، روزانه چند هزار کارمند گوگل را زير نظر خانم Amyjo Johnson متخصص تغذيه گوگل سرو مي کنند . محيط کاري گوگل بيشتر شبيه مهد کودک هاست و غذاخوري هايش شبيه نوعي سازمان ملل . Cafe 150 به تنهايي روزانه 600 نفر را غذا مي دهد. همه چيز در گوگل طبيعي و ارگانيک است حتي صابون ها و محلول هاي ظرفشويي اش. اينروزها نوع مخصوصي از چاي آرامبخش بنام kombucha هم در کافه ترياهاي گوگل طرفداران زيادي پيدا کرده که انرژي زا و تميزکننده هم هست. ... تغذيه در گوگل ، بويژه بهنگام استخدام مهندسين کامپيوتر، نقشي استراتژيک و اساسي دارد: بهنگام استخدام ، يک پکيچ recruiting kit مي دهند بنام " How to Care for Your Big, Wonderful High-Performance Brain ." (چگونه از مغز بزرگ و فعال تان مواظبت کنيد). در سر ليست اين بروشور، توصيه هاي غذايي مهمي شده از جمله استفاده اکيد از غذاهايي که اسيد آمينه زياد دارند همچون ماهي آزاد ( mackerel ) و ماهي سمون ( salmon ) و گردو و سبزيحاتي که برگهاي سبز زياد دارند و روغن گل آفتابگردان (منوي کافه ترياهاي گوگل سرشار از اين نوع مواد غذايي است). توصيه هاي ديگري هم مي کنند : دوري از سرب و محيط هايي که سرب دارند (سرب بتدريج باعث از بين رفتن سلول هاي مغز مي شود)، و ، تکان دادن انگشت هاي پا (اينکار به فعال شدن و تحريک مغز کمک مي کند) اتفاقا به همين دليل است که اکثر کارمندان گوگل بهنگام کار دمپايي به پا مي کنند تا انگشتانشان را راحتتر تکان بدهند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:2 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:41 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مرگبر آمريكا ![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:43 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
هميشه وقتي داري گريه ميکني
اوني که آرومت ميکنه دوستت داره ولي اوني که باهات گريه ميکنه عاشقته MJ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:37 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه از بوي گلي خوشت نيومد
تو رو خدا شاخه هاشو نشکون
MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتگوي ماه و نابينا:
نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو كه منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم MJ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:3 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بابا نظر بدین
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:37 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين به تركه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل غضنفر به زنش می گه 3 تا حیوان نام ببر که با خ شروع بشه. زنش می گه: خودت، خواهرت، خدابیامرز مادرت! به غضنفر می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد. ترکه با احساس یکی بازی می کنه 3-0 می بازه تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟دكتره مي گه: نفر بعد
می گه : ننتو !!!
ترکه ميره توالت ، مگسها خيلي اذيتش ميکنن ! عصباني ميشه ميگه : شلوغ نکنين ، واسه بابام که نميرينم ، واسه شما ميرينم
ترکه میره خواستگاری پس از اینکه خانواده دختر و خود دختر رضایت خودشون رو اعلام میکنن پدر دختره از ترکه میپرسه پسرم این گلی رو که به یقه لباست آویختی،خارهاش اذیتت نمیکنه ؟ترکه میگه:خارا که نه اما گلدون اونکه تو پیراهنمه خیلی اذیت میکنه تركه جونش به لبش رسيده بوده تف ميكنه ميميره |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:39 توسط
|
|
||
|
|
|
|
MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از هر چيز جمله هاي امروز:
«فردا و ديروز با هم دست به يكي كردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد و فردا با وعده هايش مرا خواب كرد. وقتي كه چشم گشودم امروز گذشته بود MJ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
با فروش 5/2 ميليارد توماني «اخراجي ها» در تهران و شهرستانها، امين حيايي در صدر جدول پول سازترين بازيگران سينماي ايران قرار گرفت. MJ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:24 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل ها با بلدوزر و ... آثار باستاني رو خراب مي كردن ( حمله به تخت جمشيد در اوايل ) امروز هم با بهانه سد و پيشرفت كشاورزي و ... . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:12 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شهر تاريخي پشت سد سلمان فارسي از مسؤولان مهلت ميخواهد ![]() سرپرست هيات باستانشناسي كاوش در شهر تاريخي محوطهي سد سلمان فارسي، توقف آبگيري اين سد را تا پايان تحقيقات و كاوشهاي باستانشناسي در اين شهر خواست. عليرضا جعفريزند در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: اين منطقه، اهميت بسيار زيادي دارد و با توجه به اينكه با آبگيري سد سلمان فارسي تمام اين آثار تخريب خواهند شد، اميدوارم فرصت كافي براي انجام و پايان كاوش در اين منطقه داده شود. وي دربارهي اهميت اين محوطه، توضيح داد: براساس كاوشهايي كه تاكنون انجام شدهاند، مشخص است كه اين شهر در زماني طولاني شكل گرفته است. يعني در ابتدا روستايي بوده كه در دورهي ساساني به يك شهر بزرگ تبديل شده است و اين مساله از نظر ساختاري بسيار اهميت دارد؛ زيرا چنين سازهاي بهندرت در ايران وجود دارد. او گفت: بيشتر شهرها، ساسانياند و پيشينهي آنها را نميتوان شناسايي كرد؛ ولي تنوع معماري اين محوطه يا در حقيقت، تنوع مصالح آن كه ساختمانهايي از خشت، سنگ و گل و سنگ و گچ در كنار هم ديده ميشوند، نشاندهندهي تداوم سنتهاي اين شهر از گذشتههاي دور تا دورهي ساساني است. از آنجا كه يكي از ويژگيهاي دورهي هخامنشي، وجود معماري خشتي علاوه بر معماري سنگي است، اميدوارم اين تداوم در اين شهر شناسايي شود، همانگونه كه در قبرها نيز اين تداوم شناسايي شد. جعفريزند با بيان اينكه اين محوطه، پشت روستاي يرج و در كنار آن است، افزود: در اين محوطه، يك كارگاه در گورستان، يك كارگاه در آتشكده و يك كارگاه در قسمتي كه معماري خشتي دارد، فعال شدهاند. همچنين كارگاه چهارم در دهانهي غاري كه به شهر مشرف است، برپا شده كه براي بررسي وضعيت آن، گمانهزني انجام ميشود. اين غار طبيعي نيست، تراشيده شده است و آثار حجاري دارد. او ادامه داد: اين محوطه با حدود 350 هكتار وسعت، يك شهر مردمي و غير سلطنتي است كه از نظر معماري و فرم شكلگيري بسيار جالب است. با توجه به ساختار خانههاي مسكوني در واحدهاي كوچك و بزرگ، كاملا مشخص است كه تعدادي از خانهها، مجلل با حياط بزرگ و تعدادي ديگر نيز حياط كوچك و محدود داشتهاند. اين باستانشناس اضافه كرد: يك نكتهي جالب اين است كه بهنظر ميرسد، اين شهر در اواخر دورهي ساساني براثر يك زلزله، منهدم شده و پس از آن، يك بخش اسلامي در آن شكل گرفته كه اين بخش، تا قرن چهارم هجري قمري به حيات خود ادامه داده است، حتا در اين محوطه، امامزاده نيز وجود دارد. البته با توجه به كشت و زرعي كه در منطقه انجام شده است، بسياري از تپهها تخريب شدهاند؛ ولي هنوز تعدادي تپه وجود دارند كه در هفتههاي آينده کاوش می شوند. ![]() جعفريزند با بيان اينكه تاكنون 170 هكتار از مجموعه نقشهبرداري شده و بقيهي آن نيز درحال انجام است، اظهار داشت: درنظر داريم، هفتههاي آينده محوطه را با عكسبرداري هوايي كاملا شناسايي كنيم؛ زيرا در اطراف اين شهر تعداد زيادي روستا وجود دارد كه همگي به اين شهر بزرگ وابسته بودهاند و امروز بهصورت محوطههاي درهم ريخته از نظر معماري ديده ميشوند. سرپرست اين هيات كاوش باستانشناسي افزود: مهمترين چيزي كه به آن برخورد كرديم، تدفين است؛ زيرا هيچ جايي از ايران نيست كه در آن، از دورهي فراهخامنشي تا صدر اسلام تدفين وجود داشته باشد و تكامل تدفين در آنها به شيوههاي گوناگون ديده شود. اين مساله نشان ميدهد، تا وقتي كه ايرانيها مذاهب مختلف داشته و سپس دين زرتشت را بهعنوان مذهب رسمي پذيرفته و پس از آن كه مسلمان شدهاند، تداوم اين نوع تدفينها با تغييرات اندكي روبهرو بوده است و در واقع، از قرن هفتم به بعد، تدفينها بهشكلي درميآيند كه تا امروز ادامه دارند. جعفريزند در اينباره توضيح داد: با بررسي اين تدفينها، مشخص شد كه مرده را با لباس و تزيينات دفن ميكردند و به اين ترتيب، در قبرهاي زنها تزييناتي مانند گوشواره و دستبند ديده ميشود. با توجه به اينكه اين تدفينها به دوران ساسانيان تعلق دارند و گفته ميشود كه در آن زمان، اجساد را ميگذاشتند، تا گوشت آنها تجزيه شود و بعد اسكلت را دفن ميكردند. پيدا شدن چنين تدفينهايي بسيار جالب است. همچنين بررسيها نشان ميدهند كه پس از قرار دادن جسد در قبر بدون اينكه خاكي ريخته شود، روي آنرا با سنگهاي زيادي بهشكل پارهسنگ و سنگ لاشه ميپوشاندند كه به اين ترتيب، قبرهاي هرمي كوچكي تشكيل ميشدند. او با اشاره به اينكه در بخش آتشكده، معماري كاملا پيچيدهاي وجود دارد و چهارتاقي موجود مانند چهارتاقيهاي بازي كه روي محوطههاي تاريخي ديده ميشوند، نيست و راهروها، اتاقها و بناهاي جانبي وجود دارند كه به آن وابستهاند، بيان كرد: در ضلع شرقي اين محوطه، ديوار سنگي پنج كيلومتري با ضخامت حدود يك متر وجود دارد كه شرق و غرب منطقه را از هم جدا كرده است و پشت آن، تعداد زيادي تدفين ديده ميشود كه در حقيقت، جزو محوطهي شهر محسوب ميشوند و همزمان بودن تاريخي اين تدفينها با شهر مشخص است؛ زيرا سفالهاي مشابه با آنچه در اين شهر پيدا شده بودند، در تدفينها نيز پيدا شدهاند. همچنين تعدادي قبر ديگر كه بسيار قديميتر بودند و به دوران فراهخامنشي مربوط هستند، نيز وجود دارند كه اميدواريم لايههاي فراهخامنشي را در اين شهر بتوانيم شناسايي كنيم. جعفريزند در پايان و در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا دربارهي انجام حفاري غير مجاز و وضعيت حفاظت از اين محوطه، اظهار داشت: متاسفانه در دو سه سال اخير، حفاريهاي غير مجازي در اينجا انجام و تخريب شدن تعدادي از گورها را سبب شده بودند؛ ولي اكنون كار كاوش و بررسي در بخشي كه بهنظر سالمتر است، انجام ميشود. همچنين براي حفاظت، از نگهبانهاي محلي استفاده ميشود. اين شهر تاريخي در محوطهي سد سلمان فارسي و 40 كيلومتري جهرم در استان فارس واقع است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:11 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حبيباله كاسهساز تهيهكننده سينما گفت: اكران فيلم «اخراجيها» به صورت فعلي ادامه مييابد و تغييري در اكران سينمايي آن به وجود نخواهد آمد. حبيباله كاسهساز در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: اكران فيلم بدون اضافه كردن بخش ديگري در سينماهاي آزاد ادامه خواهديافت اما قصد داريم در صورت كسب موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چهل دقيقهاي كه قرار بود به نسخه سينمايي فيلم اضافه شود، به نسخهاي كه قرار است وارد شبكهويدئويي كنيم، بيفزائيم. كاسهساز در مورد پخش نسخه ويدئويي اين فيلم گفت: هنوز زمان پخش نسخه ويدئويي اين فيلم مشخص نيست اما در حال گفت و گو با موسسه «تصوير دنياي هنر» هستيم تا از طريق اين موسسه، سيديهاي رسمي اين فيلم را پخش كنيم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
چینی ها واقعا قانون کپی رایت را به شکل کامل و دقیق ان در دنیا رعایت می کنند. به تصاویر زیر نگاهی بیندازید تا خودتان به این موضوع واقف شوید. ماشینهایی که توسط سازندگان معروف دنیا ساخته شده و براحتی در چین از انها کپی برداری شده و با نام دیگری عرضه می شود. عکس هاي بسیار جالب از کپی کاری چینی ها در صنعت اتوموبیل سازی : Mercedes C vs Geely Merrie 300
![]() Daewoo Matiz vs Chery QQ ![]() Opel (Vauxhall) Frontera vs Landwind ![]() Honda CRV vs Laibao SRV ![]() Neoplan Starliner vs Zonda A9 ![]() برا مشاهده بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
روزنامه السياسه كويت درباره نتايج كنفرانس شرم الشيخ مصر نوشت:" اين كنفرانس، عراق را از دهان نهنگ ايران خارج كرد."
![]() كنفرانس موسوم به" شرم الشيخ" براي بررسي روند تحولات عراق، روزهاي پنجشنبه و جمعه ،13 و 14 ارديبهشت ماه در گردشگاه شرم الشيخ واقع در صحراي سيناي مصر و با حضور وزيران خارجه كشورهاي همسايه عراق، اعضاي دائم شوراي امنيت ، كشورهاي عضو كميته پيگيري تحولات عراق در اتحاديه عرب،هشت كشور صنعتي جهان و سازمان هاي بين المللي همچون سازمان ملل متحد، اتحاديه عرب وسازمان كنفرانس اسلامي برگزار شد. به گزارش عصرايران(asriran.com)روزنامه ضدايراني السياسه مي افزايد:" كنفرانس شرم الشيخ با توجه به محل برپايي و حضور گسترده بازيگران برجسته منطقه اي و جهاني آن تصميم گرفت تا پيامي را اعلام كند مبني براين كه صحنه عراق را خالي نكرده و آمريكايي ها از اين كشور خارج نخواهند شد تا عراق به مانند لقمه راحتي براي ايران يا ارثي براي دولت تهران تبديل نشوند." در اين مقاله همچنين ايران متهم شده است كه از طريق "گروه هاي شبه نظامي تحت مديريت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در عراق" دست به "اقدامات نامناسب و ناشايستي" درعراق مي زند و سپاه پاسداران از طريق انتقال سلاح از اين گروه هاي شبه نظامي حمايت مي كند. در ادامه اين مطلب روزنامه السياسه كويت آمده است:" ايران بايد كشمكش هاي مغرورانه خود با جامعه بين الملل را كنار بگذارد. ايران بايد اين مطلب را درك كند كه اين كشمكش ها نتيجه تاسف باري را برايش و براي كشورهاي همسايه خود رقم خواهد زد؛كشورهايي كه خواهان آن نيستند كه حمله نظامي به اقدامات مغرورانه ايران پايان دهد و از اين راه ثبات و امنيت را به منطقه خليج فارس بازگرداند." اين مطلب اضافه مي كند:" كنفرانس شرم الشيخ ، از طرفي نقش بازيگران عربي يعني عربستان سعودي و مصر را به مساله عراق بازگردانده و از طرف ديگر،عراق را به جايگاه واقعي خود منتقل كرد." روزنامه "السياسه" يكي از نشريات موسسه مطبوعاتي كويتي "السياسه" است كه تحت نظر "احمد جار الله" اداره مي شود . پيش از اين ، تهران بارها خواستار آن شده است كه السياسه از نشر مطالب يكسويه عليه ايران بپرهيزد كه اين اتفاق ، البته رخ نداده است . جار الله ، از چهره هاي متنفذ و ثروتمند كويتي محسوب مي شود . وي در زمان حمله عراق به كويت ، راهي اروپا شد و پس از اينكه آمريكايي ها غرور كويتي ها را به آنها بازگرداندند، به وطن بازگشت! __________________ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:55 توسط
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:51 توسط
|
|
||